غدیر - عاشورا - انتظار
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

غدیر - عاشورا - انتظار
عقیدتی - سیاسی (اسلامی) به وبلاگ خودتان خوش امدید

ترجمه اشعار استاد فقه و فلسفه مرحوم آیت الله العضمى حاج شیخ محمد حسین اصفحانى قدس سره السبحانى مشتهر بعلامه کمپانى است که این بزرگوار از اساتید مرحوم آیتین علمین آقاى خوئى و آقاى میلانى اعلى الله مقامها به شمار مى رود.

در مدح و رثاء حضرت  صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها.به نقا کتاب فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت اثر دانشمند محترم سید محمد کاظم قزوینی با ترجمه استاد دکتر فریدونی تقدیم می گردد ملتمس دعا

بسم الله الرحمن الرحیم

گوهر قدس  از گنجینه  مخفی خدای تعالی آشکار شد و با خویشتن ، کلمات الهی را آشکار نمود.

از آسمان عظمت الهی در عالم اسماء برترین کلمه تجلی نمود.

بلکه او مادر کلمات محکمه  الهی است  که در غیب ذات خود  شناخته شده نبود.

مادر پیشوایان عقول بر جسته  و درخشان  و بلکه  مادر پدرش که او  علت  العلل ایجاد مخلوقات است.

روح پیامبر در منزلت  بزرگ وی و در برابری هم تراز  کسی بود که هم ترازی ندارد.

نمایان شد در حالیکه  از لحاظ  وجودی  بس لطیف  بود ،لطیفی که برتر  و بلند مرتبه تر از این بود  که دیده شود.

در بهترین وضعیت وحالت ظاهر گردید ، که وی عصاره و خلاصه تمام ادوار  و اکوار است.

در حقیقت کمال متصور گردیده  به صورتی که  بس جمال  بدیع و زیبایی داشت.

او در قوس نزول  حوریه ای است و در قوس صعود  محور  عقول ( ائمه اطهار  )

نمای او ،  وجوب  را در امکان  به بهترین  وجهی نشان می دهد.

زیرا که  او در دو قوس نزول و صعود ، مرکز آسیای وجود است.

و در محیط دایره وجود و هستی  مداری برتر از طاهره  موجودنیست.

 واز هر رسم ونامی در حفاظ بوده و در کتب آسمانی  به رمز نوشته شده است.

راستگویی که مانند وی راستگویی نبود  وبه راستگویی و صدق  از دهان  حقایق را  بیرون  می ریزد.

 رمز ظهور حق درمظاهر  به آن  وجود  درخشان  ظاهر گردید.

 او بتول  طاهره  است   وعذرا است مانند مریم  طاهره ، ولی  ایندو یکسان  نیستند.

زیراکه وی سیده زنان است ومریم کبری است بدون آنکه  بتوان این مطلب را مخفی کرد.

 بشارت باد به تو ای پدر عقول عشره  به این پاره تن  طاهره مطهره.

مرکز قلب عالم وجود و خرمی فردوس  در بهشت ها .

روی درخشنده او چراغ هدایت  است که زیبایی آخرین  فرزند او از زیبایی  نخستین فرزند ش شناخته می شود.

ودرچهره وی ، به دیدگان  اولیاء  خدا دوچشمه از آب زندگانی وآب حیاء موجود است.

بشارت باد بر تو،  ای خلاصه ایجاد (پیامبر ) و بر گزیده مروت و مجد و بزرگی .

مادرِ کتاب و دختر نزول قران ، خانه دار  خانه  علم  تاویل  قران.

دریای بخشش ومحل بهم پیوستن دو دریای نبوت وامامت ، قلب  هدایت و قلب  دو عالم .

دختر یگانه  پیامبر  که اولین  و اشرف مخلوق خداست  و دومین  شخصیت  پس  از  امیر المومنین  که نسخه  یگانه  است.

ومرکز پنج تن آل عبا  و محور  وجود  هفت  امام  بلند  پایه  و عزت  و والا مقام.

تهنیت  بر تو باد ای سروهمه جهانیان ( رسول خدا) به بزرگترین موهبت های  شکوهمندی  که  خدا  بتو عنایت  عنایت  فرموده است .

طاووس باغ انس به سوی تو آمدبا روحی که از ارواح  قدسی براودمیده  شده بود.

از بهشت  اسماء  و صفا ء و پاکی که برتر  از مدح و ثناگویی است.

آن کسی که ارواح  از بوی  وی راحت یافت و نفوس  از نسیم  وی  به جنبش در آمد.

هر آگاه به وسیله او در جهان هستی به خود می آمد و جهان مانند شبح هایی بود که در او روح دمیده شد .

به وسیله حضرت فاطمه  زهراء (س) زمین وهر کس  که بر اوست زنده شد و بازگشت امر فردا به سوی اوست.

اندوه من بر وی این علت است که  قدر وی را ضایع کردند تا آنگاه  که ماهِ رخسار او در حجاب غیبت  پنهان شد.

از غصه های زمانه  چشیده و نوشید آن مقدار  که از حد بیان و گفتار گذشت.

و دوست داشتن  وی از صفات  عالیه  است که بر این محبت  قرون  پیشین گردیده و گذشته است.

طبیعت وی از ناپاکی پاک شده است پس چه رتبت و مرتبت رفیعه ای دارا است .

در این جهان که جهان سنگریزه های نکوهیده  است دارای همتی بلند و عزمی والا بود.

درافق مجد و بزرگی او زهراء (درخشنده) است وخورشید را از تابش روی او ، نورانیت است.

بلکه وی نور جهان انوار و محل طلوع خورشید و ماه ها است.

شیر خورده از پستان وحی از سوی خدای بلند مرتبه ،و پیمان بسته  با تنزیل محکم خدا ، قرآن است.

از لغزشهای هواهای نفسانی بازداشته شده و از هر نشانه خطا  نیز معصوم است.

نشانگر پوشش و حیا است  و پوشش وی بیانگر  غیب ذات حق تعالی است.

راضی به آنچه که قضا الهی حکم کند، بر آن قضاهائی که حتی فضای باز هم برایشان تنگنا است.

پاک از چرک و لکه همه قیدها زیرا که وی از تمام حدود بی نیاز است.

ای قبله ارواح و عقول و ای کعبه  شهود و وصول.

ای آنکه به قدوم وی منی مشرف گردید و ای آنکه به وی نهایت آرزوها حاصل می شود.

وای آنکه باب بلند مرتبه وی درِرحمت وپناهگاه هرصاحب ناراحتی و درد و رنجی است.

حطیم بهشت در برابر درِ خانه  فاطمه (س) چیست ؟به نور وی آتش جهنم خاموش میگردد .

بیت معمور(خانه او)کعبه اهل آسمان است   که خاک درش ، بوسه گاه ثریا  است.

خانه ای که ایشان  در آن زندگی می کند سر چشمه  عظمت است ، بگونه ای  که ، کعبه آن را طواف می کند.

حجاب وی مانند  حجاب خدا است ، جرقه آتشی که دیدگان را می رباید .

 درحال حجاب و پوشش خود ، واجب الوجود را متمثل کرد پس زمانی  که از قبه  های وی نور بدرخشد چگونه  خواهد بود؟

 ای گوهر و دُرِّ عصمت و ولایت که از صدف  حکمت و عنایت برون آمدی.

ستاره درخشان آسمان ، نورش از پرتو آن در درخشان است .

وخورشید درخشان در برابر نور او  مانند  ستاره  کم نور  می ماند وچگونه این مطلب صحیح نباشد و حال آنکه فطمه زهرا را حَد و انتهائی نیست .

جهانهای بالا ، با نور آن دُرّ ِ نورانی ، روشنائی و درخشندگی گرفت .

ای درخت تناوری که قله فلک را پر کرده است و بلکه شاخه پاک او از سدرة المنتهی گذشته است .

ای درختی که شاخه هایش در عوالم وجود پائین آمده تا جایگاهی که در آن عقلها حیران می گردد .

به جایگاه اَوْ اَدْنی نزدیک شده ، پس از این مثل ، مَثَلی برتر را مجوی .

ای درخت طور و حال آنکه در برابر درخت بلند مرتبه و ریشه دار پر ثمر این قیاس صحیح نیست .

و یقیناً سدره المنتهی و شجره زیتونه ، عنوان وبرداشتی ازآن درخت تناور مبارکه است .

میوه های تابانِ آن ، مظاهر ذات حضرت حق و جلوه های اسماء و صفات خدایند .

سر آغاز زندگی در آغاز وجود وپایان سرانجام ها در نهایت امرند .

میوه های آن درخت (حضرت فاطمه) درصفحات کتاب امکان ، قطعیات قرآن اند.

میوه های آن درخت رویشگاه معرفت وعلمند که از بهشت ذات حق چیده شده اند .

درود وتهنیت برتو ای سرور موجودات در عوالم غیب و شهود (رسول اکرم ص).

به ، دختری که شان و منزلتش از نظیر داشتن برتر است ، چگونه وحال آنکه در تجلی تکرار نیست .

هیکل توحید هرگز دوگانگی نپذیرد ، پس چگونه نظیر و مانند تواند داشت .

حضرت فاطمه زهرا (ع) محل تلاقی دو قوس صعود و نزول است ، پس مانند وی دومی یا نظیر نتوانی دید .

در عظمت و بزرگواری قدیمش ، یگانه و در بهترین ارزیابی ، یکتا است .

وانچه بر وی از مصیبتها رسید ، کلید شروعش ، از حدیث باب است .

چرا که موضوع هجوم به خانه وی به شدت تاثر انگیز است از آنچه که دستهای خیانتکار مرتکب جنایت شدند .

آیا باید دشمنان بر خانه هدایت یعنی به محل نزول وحی ومرکز وجود هجوم آوردند! ؟ .

آیا باید به درِخانه وی آتش زنند ، به درِ خانه ای که آیه نور بر مرکز نور افشانیش می درخشد؟.

ودرِ خانه فاطمه زهرا (س) که درب خانه پیامبر رحمت است و برترین در از درهای نجات امت می باشد .

بلکه درِ خانه او باب خانه پروردگار علی اعلی است که درآنجا وجه خدا تجلی کرده است .

با آتش زدن بر درخانه او ، جز ننگ چیزی به دست نیاوردند و پس از این عمل یقیناً به عذاب آتش دچار خواهند شد .

چه قدر نادان بودند آن گروه ، زیرا که آتش نورِ خدای جل و علا را خاموش نمی کند .

ویقیناً شکستن پهلوی حضرتش ترمیم نخواهد شد مگر به شمشیر عزیز قدرتمند (امام عصر عج).

زیرا که خورد کردن آن پهلوی پاک ، مصیبتی است که نظیرش مصیبتی نیست .

و از فوران خون از دو سینه اش ، بزرگی آنچه بر وی گذشت شناخته می شود .

سست باد دست طغیان و تجاوز آن جانیان که با ضربه زدن به صورت وی از حد خود تجاوز کردند.

چشم وی سرخ و خونین شد ، وهمراه آن چشم معرفت بر چنین کاری به شدت اشک خواهد ریخت .

از بین نمی برد سرخی چشم را غیر از سفیدی شمشیر ها ، در آن روز که پرچم امام مهدی (عج) بر افراشته می شود .

وبرای تازیانه صدائی بود که آن صدا در گوش زمانه طنین می افکند و چه تاثر بر انگیز است .

و اثری که در بازوی حضرت زهرا (س) مانند النگو ودستبند باقی ماند بهترین دلیل است.

واز سیاهی شانه او ، فضاتیره وتاریک شد ، که مگر علی مرتضی را در این مصیبت خدا یاری کند .

و ضربه غلاف شمشیر بر دو پهلوی حضرتش به سر وی آورد آنچه را که آورد .

و من نمی دانم خبر میخ در را ، از سینه اش بپرس که مخزن اسرار وراز هاست .

ودر باره جنین بلند مرتبه وی ، دل خون می شود و آیا آنانکه این کار را کردند می توانند این چنین مطلب آشکاری را بپوشانند .

ودر و دیوار و خون شاهدان صادقی هستتند به آنچه مخفی انجام شد .

جانی ، جنایتی بر جنین وی انجام داد که از ناله او کوهها از هم پاشیدند .

آیا باید با دختر پیامبر به خاطر طمع و حرص در حکومت اینگونه رفتار شود ؟ چه مطلب عجیبی است ! .

آیا مصیبت زده مجروحی را از ترس رسوائی از گریه باز باید داشت ؟ .

قسم به خدا شایسته است تا زمانیکه زمین هست و آسمان می چرخد بر وی خون گریه شود .

از فقدان مایه عزتش که پدر بزرگوارش باشد و از اینکه یاورش را خوار و به سختی گرفتارش ساختند .

آیا نحله حضرت صدیقه طاهره وارث اشرف مخلوقات مباح می گردد ؟.

چگونه سخن وی را با زور رد می کنند و نمی دانند که این کار رد کردن آیه تطهیر است .

آیا دین باید از یک اعرابی گرفته شود و نص کتاب خدا به دور افکنده شود ؟.

پس آنچه را در دست او بود از وی گرفتند و جرم و جنایت را تا بالاترین خود رساندند.

وای بر آنان ! که بر خلاف سنت روشن پیامبر (ص) از وی بینه و دلیل خواستند .

و رد کردن آنان شهادت شهود را . برترین شاهد بر مقصود است .

آری آنان نمی خواستند مرز داری از اسلام کنند بلکه می خواستند درِ خانه او و درِ خانه علی مرتضی را ببندند.

در مقابل حق قرارگرفتندو درِ خانه حق را بستند، گوئی که خود را از عقاب خدا در امان می دیدند .

آیا پاره تن پیامبر پاک که منزلتش عظیم باید شب دفن شده وخاک برقبرش ریخته شود ؟

وی به شب و در پوشیدگی و خفا دفن نشد مگر بخاطر شدت تاثرش بر اهل جفا .

هر که هرچه شنیده باشد این را نشنیده است که کسی هم قدرش وهم قبرش مخفی باشد.

وای بر آنان از غضب خدای جبار به ظلمی که آنان بر ریحانه رسول خدا(ص) انجام دادند.

[ جمعه 1 تیر‌ماه سال 1386 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک دوستان
آخرین مطالب
موضوعات وب
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 283545
 **