غدیر - عاشورا - انتظار
X
تبلیغات
رایتل

غدیر - عاشورا - انتظار
عقیدتی - سیاسی (اسلامی) به وبلاگ خودتان خوش امدید

 (عظم الله أجورنا وأجورکم بمصاب سید الشهداء أبی عبد الله الحسین علیه السلام)

قال الامام الرِّضَا علیه السلام  یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ.

ایام شهادت سومین وصی ورهبر معرفی شده بعدازخاتم المرسلین صلی اله علیه واله  درروز غدیر، توسط رسول خدا صلی الله علیه واله به امر خداوند متعال حضرت ابا عبدالله الحسین بن علی ابن ابیطالب علیه السلام ویاران خداجویش را به منتقم حقیقی خون آنحضرت و خون دیگر شهدای راه احیای ارزش های اسلامی اخرین وارث غدیر حضرت امام مهدی روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه فداه ومسلمین جهان و همه و ازادگان و پیکارگران راه ازادی انسانها از قید استکبار جهانی تسلیت عرض می نمایم بیائید ما و شما در غربت شبهای تاریک غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه آنی از حال خود غافل نشویم ودر دام شیطان نفس گرفتار نگردیم و با تبعیت از فقهای واجد الشرایط وگوش به فرمان  ولی فقیه زمانمان و با عمل به احکام اسلام و انجام واجبات و ترک محرمات از بوته امتحان سر بلند بیرون آئیم و با امر به معروف و نهی از منکر جهان را آماده ظهور و حضور امام زمان حجت بن الحسن المهدی روحی فداه بنمائیم به امید انروز زنده ایم تا او بیاید و جهانرا مملو از عدالت نماید . 

 نظر بینندگان گرامی را به مطالب ذیل که از کتاب : تجلى قرآن در حماسه عاشورا نویسنده : محسن نورایى جلب  می نمایم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

  «ضحاک ابن عبدالله مشرقى» چنین گزارش نموده است : امام (علیه السلام) و یارانش تمام شب عاشورا را بیدار بودند؛ گاه نماز مى گزاردند و گاه دست نیاز به آستان آن بى نیاز دراز مى کردند و آمرزش مى طلبیدند؛ لختى دعا مى خواندند و ساعتى ، جبین بندگى بر آستان الهى مى نهادند و زارى مى کردند. گروهى از سواران دشمن که مراقبمان بودند از نزدیکمان گذشتند. امام حسین (علیه السلام) نیز این آیه را تلاوت فرمودند: و لا یحسبن الذین کفروا اءنما نملى لهم خیر لانفسهم انما نملى لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین # ما کان الله لیذر المومنین على ما اءنتم علیه حتى یمیز الخبیث من الطیب .( آل عمران / 178 - 179: ((و البته نباید کسانى که کافر شده اند تصور کنند که چون به ایشان مهلت مى دهیم ، براى آنان نیکوست ، ما فقط به ایشان مهلت مى دهیم ، تا بر گناه (خود) بیفزایند، و (آن گاه ) عذابى خفت آور.خواهند داشت . خدا بر آن نیست که مومنان را به این (حالى ) که شما بر آنید، واگذارد، تا آن که پلید را از پاک جدا کند).

د - تمایز پاکیزگان و آلودگان

یکى از سپاهیان دشمن این آیات را از زبان امام (علیه السلام) شنید و گفت : به خداى کعبه سوگند، همانا ما پاکیزگانیم که از شما جدا شده ایم . من (ضحاک ابن عبدالله )، او را شناختم و به بریر گفتم : او را مى شناسى ؟ گفت : نه . گفتم : نامش ابو حرب ، عبدالله بن شهر است . او مسخره گو، دلقک ، بسیار جسور و بى باک است . بریر او را ندا داد و گفت : هان اى بد کار! آیا خداى یکتا تو را در زمره پاکیزگان قرار داده است (55)؟
تلاوت این دو آیه از سوى امام حسین (علیه السلام) نیز نمونه دیگرى از به کارگیرى آیات در قالب جرى و تطبیق مى باشد. از رهگذر این تطبیق ، دو اوردوگاه به نیکى از هم باز شناخته شدند و تردید اندک برخى افراد در شناخت حقایق ، زدوده شد. نیز فلسفه این نبرد نمایان گشت ؛ نبردى که با آن ، شایستگان از غیرشان جدا مى گردند و پاکیزگان از آلودگان متمایز مى شوند.

براى روشنتر شدن وجه تطبیق ، نخست مفاد این آیات مرور مى گردد. خطاب دو آیه یاد شده ، متوجه کافران و مؤمنانى است که در زمان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى زیستند و بیانگر سنت آزمون الهى است که فرارویشان قرار دارد. نیز هشدار مى دهد که ، انسانهاى گمراه و کفر پیشگان ، از وضع موجود و فرصت و امکاناتى که یافته اند شادمان نباشند؛ زیرا وضعیت موجود به نفعشان نیست و این موقعیت ، تنها فرصتى است که مایه افزونى گناهشان مى شود. آیه دوم نیز یادآور مى گردد که سنت ابتلاء درباره مؤمنان نیز جارى است تا بدین وسیله سره از ناسره جدا، و خالص از ناخالص متمایز گردد.مرحوم طالاقانى (رحمت الله ) در تفسیر این آیات نگاشته است : ((سنت خدا این نیست که مومنان را به همان حال و وضعى که دارند، ثابت واگذارد. گرفتارى و مصائب باید پیش آید، تا آلودگان به کفر و جاهلیت و جواذب آن ، از پیشروان پاکیزه شده و تکامل یافته ، جدا و مشخص شوند. نه املاى کافران در پایان به خیر آنان ، و نه گرفتارى مومنان به زیان اینان است ؛ هر دو بر طبق حکمت و سنت سنیه الهى مى باشد، که در باطن آفرینش جهان و حیات انسان جریان دارد و تا به غایت نرسد و از پرده بیرون نیاید، کسى آگاهى همه جانبه از آن ندارد(56))).امام حسین (علیه السلام) با تلاوت این آیات ، جایگاه دو لشکر را به نیکى نمایانده است ؛ سپاهیان خویش را به سان مومنان و یاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) دانسته است ، و لشکر دشمن را در اردوگاه کفر پیشگان و مخالفان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) ارزیابى مى نماید، و حادثه کربلا را ابزارى براى تمایز هر چه افزونتر بین آلودگان و پاکیزگان مى داند؛ زیرا سنت مستمر الهى تمایز بین این دو گروه با شیوه هایى مانند ابتلاء و آزمون مى باشد. نکته نهفته دیگر در این جرى و تطبیق ، هشدار و زنهارى است که متوجه افراد هر دو اردوگاه است . هشدار براى لشکریان مقابل تا مپندارند، موقعیت موجودشان ارمغان الهى است و برایشان نیک فرجامى را به دنبال خواهد داشت ، بلکه رفتار نادرست آنان سبب شده است تا خدا آنان را به حال خود وانهد و حلیمانه امکاناتى در اختیارشان گذارد تا افسار گسیخته و با سر کشى و طغیان به سوى نگون بختى پیش روند(57). نیز زنهارى است براى یاران و همراهان ، تا آگاهى یابند که پشت سر نهادن آزمونهاى دشوارى مانند عاشورا براى تمایز میان پاکیزگان و ناپاکان ، ضرورى و از سنتهاى تغییرناپذیر الهى است و تحمل دشوارى آن ، نتایج شیرینى را به دنبال خواهد داشت . مرحوم نراقى (رحمت الله ) چه دقیق و نکو سروده است :

 
مؤمن و کافر به هم آمیختند کفر و دین با یکدیگر آویختند.
نور ظلمت گشت با هم ممتزج با ملک ، اهریمن آمد مزدوج .
اى زمین کربلا، غماز شو کفر و دین از یکدیگر ممتاز شو!

مانندى یاران امام حسین (علیه السلام) با یاران رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم (
الف - حرمت عهد و پیمان
یکى از سخنرانیهاى مشهور امام حسین (علیه السلام) خطبه اى است که در برابر حر و یارانش ایراد نمودند. سالار شهیدان (علیه السلام) در این سخنرانى کوتاه ، به سه نکته اساسى و محورى اشاره کردند.نخستین نکته ، وظیفه مردم در برابر حاکمان جور است که به فرموده پیامبر گرامى (صلى الله علیه و آله و سلم )، اگر مردم ، حاکم جائر را ببینند و بر او نشورند، همنشین آن ظالمان ستم پیشه خواهند بود.نکته دوم ، تبیین شایستگى خود براى رهبرى جامعه و یادآورى این مطلب است که ایشان ، الگویى برتر براى دیگران مى باشند.محور سوم خطبه ، یاد آورى عهد و پیمان کوفیان با ایشان بود که با انبوه نامه هایشان ابراز نموده بودند. امام حسین (علیه السلام) فرمودند: مضمون نامه هایتان این بود که با من بیعت کردید و پیمان بستید تا مرا در مقابل دشمن تنها نگذارید، و دست از یارى ام بر ندارید. اینک اگر بر پیمان خود وفادار بمانید، به سعادت و ارزش انسانى خود دست یافته اید، و اگر پیمان خود را بگسلید، به خدا سوگند، این کار شما تازگى ندارد؛ شما با پدرم ، برادرم و پسرعمویم ، مسلم ، نیز چنین رفتارى کردید. هان ! به هوش باشید، هر که پیمان شکند، به زیان خود شکسته است ، و خدا و دین او از یارى شما بى نیاز است ؛ فحظکم اخطاءتم و نصیبکم ضیعتم ومن نکث فانما ینکث على نفسه وسغنى الله عنکم (58).بخش پایانى سخن حضرت (علیه السلام) اشاره به این آیه دارد: ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق اءیدیهم فمن نکث فانما ینکث على نفسه و من اءوفى بما عاهد علیه الله فسیوتیه اءجرا عضیما(59). پیش از تبیین تشابه میان مفاد آیه و مصداقى که بر آن تطبیق شد، لازم است فضاى نزول آیه یاد شود.پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) همراه گروهى از مسلمانان به قصد انجام عمره از شهر مدینه خارج شد. در نزدیکى مکه ، مشرکان تصمیم گرفتند که از ورودشان به مکه جلوگیرى کنند. پیامبر گرامى (صلى الله علیه و آله و سلم ) و یارانش در سرزمین حدیبیه توقف فرمودند. فرستادگانى میان ایشان و قریش رد و بدل شد تابه گونه شایسته اى کار پایان پذیرد که البته چنین شد و صلح معروف حدیبیه همان جا شکل گرفت .در این میان ، یک بار عثمان از طرف پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) ماءمور شد تا به مکیان بگوید که ایشان به قصد جنگ نیامده است ، و قصدش تنها زیارت خانه خداست ، ولى مشرکان او را توقیف کردند، و این کار سبب شد تا مسلمانان پندارند، عثمان به قتل رسیده است ، که اگر چنین بود، این واقعه خود نوعى اعلان جنگ به شمار مى آمد. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: از این جا حرکت نمى کنیم تا با این قوم پیکار کنیم ، و براى تاءکید بر این امر مهم ، از مردم دعوت کرد تا با او تجدید بیعت کنند. مسلمانان نیز گرد آمدند و با حضرتش بیعت کردند تا هرگز پشت به میدان نکنند و تا آن جا که در توان دارند، در ستیز با دشمن بکوشند.در آیه یاد شده ، بیعت با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) همانند بیعت با خدا، و شکستن بیعت با ایشان نیز پیمان شکنى با خدا دانسته شده است . به همین جهت در صورت پیمان شکنى آنان ، کسى جز پیمان شکنى زیان نمى بیند، همچنان که اگر به پیمانش پایبند باشد و بدان وفا کند، کسى جز خودش از آن سود نمى برد، و این همه از آن روست که خدا بى نیاز مى باشد(60).تشابهى که میان آیه و شرایط پیش روى امام (علیه السلام)، وجود دارد، تاءمل برانگیز است ؛ گویا حسین بن على (علیه السلام) با تلاوت این آیه ، کوفیان را پیامبر گونه چنین ندا داده اند که به بیعتى که با من بستید پایبند باشید؛ زیرا عهد با من ، مانند میثاق با خداست ، همان گونه که پیمان با رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) چنین بود. نیز بدانید فراخوانى شما، نه به هدف نجات خود است بلکه ، سود و زیان این کار به خودتان باز مى گردد و خدا از یاریتان بى نیاز است .

پاورقی ها :

55- قال فلما اءمسى ((حسین )) (علیه السلام) و اءصحابه قاموا اللیل کله یصلون و یستغفرون و یدعون و یتضرعون قال فتمر بنا خیل لهم تحرسنا و ان ((حسینا)) (علیه السلام) لیقراء لا یحسبن الذین کفروا اءنما نملى لهم خیر لانفسهم انما نملى لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب میهن ما کان الله لیذر المومنین على ما اءنتم علیه حتى یمیز الخبیث من الطیب ، فسمعها رجل من تلک الخیل التى کانت تحرسنا فقال : نحن و رب الکعبه الطیبون میزنا منکم ، قال : فعرفته ، فقلت ((لبریر بن حضیر)): تدرى من هذا؟ قال : لا، قلت :هذا ((اءبو حرب السبیعى عبدالله بن شهر)) و کان مضاحکا بطالا و کان شریفا شجاعا فاتکاءو کان ((سعید بن قیس )) ربما حبسه فى جنایه ، فقال له ((بریر بن حضیر)): یا فاسق ، اءنت یجعلک الله فى الطیبین . نک : لوط بن یحیى ازدى غامدى )) مقتل الحسین (علیه السلام) ص ‍ 112؛ محمد بن جریر طبرى ، تاریخ الامم و الملوک ، ج 4، صص 319 -320؛ محمد بن محمد بن نعمان بغدادى عکبرى (شیخ مفید)، الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد، ج 2، صص 94 -95؛ محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار، ج 45، ص 3-4.
56-
محمود طالقانى ، پرتوى از قرآن ، ج 5، ص 434.
57-
برخى شگفتزده از حلم خدا در کربلا، چنین سروده اند:

و لقد عجبت من الاله و حلمه

فى الحال جل جلاله و تعالى

کفروا و لم یخسف بهم اءرضا

فعلوا و اءمهلهم امهالا!


58-
اءیها الناس ! ان ((رسول الله )) (صلى الله علیه و آله ) قال : من راءى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ... فلم یغیر علیه بفعل و لا قول ، کان حقا على الله اءن یدخله مدخله . اءلا و ان هؤ لاء قد لزمواطاعه الشیطان ... و اءنا اءحق ممن غیر، و قد اءتتنى کتبکم ... و لکم فى اءسوه و ان لم تفعلوا، و نقضتم عهدکم ... فحظکم اخطاءتم و نصیبکم ضیعتم ، و من نکث فانما ینکث على نفسه ، و سیغنى الله عنکم . نک : لوط بن یحیى ازدى غامدى ، مقتل الحسین (علیه السلام) صص 84 - 85؛ محمد بن جریر طبرى ، تاریخ الامم و الملوک ، ج 4، صص 304 - 305؛ محمد باقر مجلسى ، بحارالانوار، ج 44، ص 382؛ محسن امین عاملى ، لواعج الاشجان فى مقتل الحسین (علیه السلام) صص 93 - 94؛ شهاب الدین حسینى مرعشى ، شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل ، به اهتمام محمود مرعشى ، ج 11، ص 609.
59-
فتح / 10: ((در حقیقت ، کسانى که با تو بیعت مى کنند، جز این نیست که با خدا بیعت مى کنند، دست خدا بالاى دستهاى آنان است . پس هر که پیمان شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان مى شکند، و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته است ، وفادار بماند، به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى بخشد)).
60-
براى آگاهى بیشتر نک . محمد حسین طباطبایى ، المیزان فى تفسیر القرآن ، ج 18، ص 298.

---------------التماس دعا ----------------

[ سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (3) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک دوستان
آخرین مطالب
موضوعات وب
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 283548
 **