غدیر - عاشورا - انتظار
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

غدیر - عاشورا - انتظار
عقیدتی - سیاسی (اسلامی) به وبلاگ خودتان خوش امدید

               

وصل تو گر در نفس أخر است         از همه عمر آن نفسم آرزوست  

دست من گیر که این دست همان است که من  

بارها از غم هجران تو بر سر زده ام  

ای عزیز ای خورشید بر کشیده در پس ابر غیبت . غیبتک منا  

ای پیشوای محرومان ای دادحواه مظلومان  

ای فریادرس درماندگان ای موعود ادیان الهی  

ای فاتح بزرگ جهان ای قلب عالم امکان 

 ای قرآن ناطق ای حجت خدا در زمین  

ای تسلی بخش سینه مجروح زهرای اطهر (سلام الله علیها )  

دست بدعابردار و اجازه ظهورت را از خدا بخواه ورخ بنما  

باذن خدا بایک نگاه خلیفته الهی این شب تاریک غیبت ظلمانی را به صبح پیروزی بدل نما  

ای آخرین وارث غدیر شیعیانت مشتاقان ظهورت و منتظران حکومت واحد جهانی به رهبریتت  

روز میلادت را با آرزوی فرجت با بر پائی جشن و چراغانی گرامی می دارند این روز خجسته را به پیشگاه مقدست و به همه منتظران تبریک و تهنیت عرض می نمایم  

ای عزیزان منتظر شاید این «نیمه شعبان»آخرین عید انتظار باشداو بیاید و شب هجران به صبح امید بدل شود و عطر حضور و ظهورش جهان را معطر سازد به این امید دسته گلهای سرخ  انتظارمان که سالهای سال با خون دل انتظاریمان آبیاریش نموده ایم چیده با روبانی سرخ که نشان از بیزاریمان از ظلم و ستم و کفر و شرک واستکبار جهانی است آماده داشته باشیم تا نثار قدوم مبارکش کنیم و عرضه بداریم اماما این بود آنچه در خانه داشتیم . او می پذیرد چرا که او کریم واز اولاد کریمان تاریخ است . 

    

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (55سوره نور)

خداوند به کسانى که از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد کرد، همانگونه که پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید. و دین و آئینى را که براى آنها پسندیده پا بر جا و ریشه‏دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل مى‏کند، آن چنان که تنها مرا مى‏پرستند و چیزى را براى من شریک نخواهند ساخت. و کسانى که بعد از آن کافر شوند فاسقند.

شان نزول:

بسیارى از مفسران از جمله" سیوطى" در" اسباب النزول" و" طبرسى" در" مجمع البیان" و سید قطب در" فى ظلال" و" قرطبى" در تفسیر خود (با تفاوت مختصرى) در شان نزول این آیه چنین نقل کرده‏اند:" هنگامى که پیامبر ص و مسلمانان به مدینه هجرت کردند و انصار با آغوش باز آنها را پذیرا گشتند، تمامى عرب بر ضد آنها قیام کردند و آن چنان بود که آنها ناچار بودند اسلحه را از خود دور نکنند، شب را با سلاح بخوابند و صبح با سلاح بر خیزند (و حالت آماده باش دائم داشته باشند) ادامه این حالت بر مسلمانان سخت آمد، بعضى این مطلب را آشکارا گفتند که تا کى این حال ادامه خواهد یافت؟ آیا زمانى فرا خواهد رسید که ما با خیال آسوده، شب استراحت کنیم و اطمینان و آرامش بر ما حکم فرما گردد، و جز از خدا از هیچکس نترسیم؟ آیه فوق نازل شد و به آنها بشارت داد که آرى چنین زمانى فرا خواهد رسید"

                                « اسباب النزول" صفحه 163- مجمع البیان و قرطبى و فى ظلال ذیل آیه مورد بحث.».

تفسیر: حکومت جهانى مستضعفان‏

از آنجا که در آیات قبل، سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر ص بود، آیه مورد بحث همین موضوع را ادامه داده و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانى است بیان مى‏کند، و به صورت مؤکد مى‏گوید:

" خداوند به کسانى که از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد کرد، همانگونه که پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید" (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ).

 

" و دین و آئینى را که براى آنها پسندیده، به طور ریشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمین مستقر سازد" (وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ).

 یک سوال:  دین  وآئینی که خداوند که برای بندگان خود پسندیده است در چه موقع ، چه مناسبتی  در قرآن معرفی شده است ؟

حتما خواهید گفت : در غدیر خم بعد از اعلام ولایت امام امیرالمومنین و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین بامر خدا و توسط رسول خدا صلی الله علیه واله آیه کامل شدن دین : سوره مائده : الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ  الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتمَْمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتىِ وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاسْلَامَ دِینًا.

امروز دین و آئین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً).

روز اکمال دین کدام روز است‏

در اینجا بحث مهمى پیش مى‏آید که منظور از" الیوم" (امروز) که در دو جمله بالا تکرار شده چیست؟ یعنى کدام روز است که این" چهار جهت" در آن جمع شده هم کافران در آن مایوس شده‏اند، و هم دین کامل شده، و هم نعمت خدا تکامل یافته، و هم خداوند آئین اسلام را به عنوان آئین نهایى مردم جهان پذیرفته است.

تمام مفسران شیعه آن را در کتب خود آورده‏اند و روایات متعددى آن را تایید مى‏کند اینکه:

منظور روز غدیر خم است، روزى که پیامبر اسلام ص امیر مؤمنان على ع را رسما براى جانشینى خود تعیین کرد، آن روز بود که کفار در میان امواج یاس فرو رفتند، زیرا انتظار داشتند که آئین اسلام قائم به شخص باشد، و با از میان رفتن پیغمبر ص اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدریجا برچیده شود، اما هنگامى که مشاهده کردند مردى که از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر ص در میان مسلمانان بى‏نظیر بود بعنوان جانشینى پیامبر ص انتخاب شد و از مردم براى او بیعت گرفت یاس و نومیدى نسبت به آینده اسلام آنها را فرا گرفت و فهمیدند که آئینى است ریشه‏دار و پایدار.

در این روز بود که آئین اسلام به تکامل نهایى خود رسید، زیرا بدون تعیین جانشین براى پیامبر ص و بدون روشن شدن وضع آینده مسلمانان، این آئین به تکامل نهایى نمى‏رسید.

آن روز بود که نعمت خدا با تعیین رهبر لایقى همچون على ع براى آینده مردم تکامل یافت.

خوب بر می گردیم به دنباله بحث که آیه 55 سوره نور است خداوند میفرماید :

" و خوف و ترس آنها را، به امنیت و آرامش مبدل خواهد کرد" (وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً).

" و آن چنان مى‏شود که تنها مرا مى‏پرستند و چیزى را شریک من قرارنخواهند داد" (یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً).

مسلم است بعد از این سیطره حکومت توحید و استقرار آئین الهى و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هر گونه شرک" کسانى که بعد از آن کافر شوند فاسقان واقعى آنها هستند" (وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ).

 

به هر حال از مجموع آیه چنین بر مى‏آید که خداوند به گروهى از مسلمانان که داراى این دو صفت هستند" ایمان" و" عمل صالح" سه نوید داده است:

1- استخلاف و حکومت روى زمین.

2- نشر آئین حق به طور اساسى و ریشه‏دار در همه جا (که از کلمه" تمکین" استفاده مى‏شود).

3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنى.

و نتیجه این امور آن خواهد شد که با نهایت آزادى خدا را بپرستند و فرمانهاى او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهى براى او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.

البته در نکته‏هایى که ذیلا بیان خواهیم کرد روشن مى‏شود که این وعده الهى کى تحقق یافته و یا کى تحقق خواهد یافت؟!

نکته‏ها:

1- تفسیر جمله" کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ".

در اینکه این جمله اشاره به چه اشخاصى است که قبل از مسلمانان داراى خلافت روى زمین شدند؟ در میان مفسران گفتگو است:

بعضى آن را اشاره به آدم و داود و سلیمان دانسته‏اند چرا که قرآن در آیه 30 سوره بقره درباره" آدم" مى‏فرماید: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً:" من در زمین مى‏خواهم خلیفه‏اى قرار دهم و در آیه 26 سوره ص در باره" داود" مى‏فرماید: یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ:" اى داود ما تو را خلیفه در روى زمین قرار دادیم".

و از آنجا که" سلیمان" به مقتضاى آیه 16 سوره نمل وارث حکومت داود بود، خلیفه در روى زمین شد.

اما بعضى دیگر مانند مفسر عالیقدر" علامه طباطبائى" در" المیزان" این معنى را بعید شمرده است، زیرا تعبیر الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ را متناسب انبیاء ندانسته، چرا که در قرآن این تعبیر در مورد پیامبران به کار نرفته است، لذا آن را اشاره به امتهاى پیشین که داراى ایمان و عمل صالح بودند و حکومت در روى زمین پیدا کردند مى‏داند.

اما جمعى دیگر معتقدند که این آیه اشاره به" بنى اسرائیل" است، زیرا آنها با ظهور موسى ع و در هم شکسته شدن قدرت فرعون و فرعونیان مالک حکومت روى زمین شدند، چنان که قرآن در آیه 127 سوره اعراف مى‏فرماید: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِی بارَکْنا فِیها:" ما آن جمعیت مستضعف (مؤمنان بنى اسرائیل) را وارث مشارق و مغارب زمینى را که پر برکت کردیم قرار دادیم".

و نیز درباره همانها مى‏فرماید: وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ:" ما اراده کرده‏ایم که قوم مستضعف (مؤمنان بنى اسرائیل) را در روى زمین تمکین دهیم" (و صاحب نفوذ و مسلط سازیم).

درست است که در میان بنى اسرائیل حتى در عصر موسى ع افراد ناباب و فاسق و حتى احیانا کافرى بودند، ولى به هر حال حکومت بدست مؤمنان صالح بود (بنا بر این ایرادى که بعضى از مفسران به این تفسیر کرده‏اند با این بیان دفع مى‏شود) تفسیر سوم نزدیکتر به نظر مى‏رسد     

 

 2- این وعده الهى از آن کیست؟

زمین و تمکین دین و آئین و امنیت کامل را به گروهى که ایمان دارند و اعمالشان صالح است داده است اما در اینکه منظور از این گروه از نظر مصداقى چه اشخاصى است؟ باز در میان مفسران گفتگو است:

بعضى آن را مخصوص صحابه پیامبر ص دانسته‏اند که با پیروزى اسلام در عصر پیامبر ص صاحب حکومت در زمین شدند (البته منظور از" ارض" تمام روى زمین نیست بلکه مفهومى است که بر جزء و کل صدق مى‏کند).

بعضى دیگر اشاره به حکومت خلفاى چهار گانه نخستین.

و بعضى مفهوم آن را چنان وسیع دانسته‏اند که این وعده را شامل تمام مسلمانانى که داراى این صفتند مى‏دانند.

و گروهى آن را اشاره به حکومت مهدى ع مى‏دانند که شرق و غرب جهان در زیر لواى حکومتش قرار مى‏گیرد، و آئین حق در همه جا نفوذ مى‏کند و ناامنى و خوف و جنگ از صفحه زمین بر چیده مى‏شود، و عبادت خالى از شرک براى جهانیان تحقق مى‏یابد.

بدون شک آیه شامل مسلمانان نخستین مى‏شود و بدون شک حکومت مهدى ع که طبق عقیده عموم مسلمانان اعم از شیعه و اهل تسنن سراسر روى زمین را پر از عدل و داد مى‏کند بعد از آنکه ظلم و جور همه جا را گرفته باشد مصداق کامل این آیه است، ولى با این حال مانع از عمومیت و گستردگى مفهوم آیه نخواهد بود.

نتیجه اینکه در هر عصر و زمان پایه‏هاى ایمان و عمل صالح در میان مسلمانان مستحکم شود، آنها صاحب حکومتى ریشه‏دار و پر نفوذ خواهند شد.

و اینکه بعضى مى‏گویند: کلمه" ارض" مطلق است و تمام روى زمین را شامل مى‏شود و این منحصرا مربوط به حکومت مهدى (ارواحنا له الفداء) است  با جمله" کَمَا اسْتَخْلَفَ ..." سازگار نیست زیرا خلافت و حکومت پیشینیان مسلما در تمام پهنه زمین نبود.

بعلاوه شان نزول آیه نیز نشان مى‏دهد که حد اقل نمونه‏اى از این حکومت در عصر پیامبر ص براى مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت) حاصل شده است.

ولى باز تکرار مى‏کنیم که محصول تمام زحمات پیامبران، و تبلیغات مستمر و پى‏گیر آنها، و نمونه اتم حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت خالى از شرک در زمانى تحقق مى‏یابد که مهدى آن سلاله انبیاء و فرزند پیامبر اسلام ص ظاهر شود، همان کسى که همه مسلمانان این حدیث را درباره او از پیامبر ص نقل کرده‏اند:

لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول اللَّه ذلک الیوم حتى یلى رجل من عترتى، اسمه اسمى، یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا:

" اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نماند خداوند آن یک روز را آن قدر طولانى مى‏کند تا مردى از دودمان من که نامش نام من است حاکم بر زمین شود، و صفحه زمین را پر از عدل و داد کند، آن گونه که از ظلم و جور پر شده باشد" « در کتاب منتخب الاثر یکصد و بیست و سه حدیث در این مضمون از منابع مختلف اسلامى مخصوصا از منابع اهل تسنن نقل شده است به این کتاب صفحه 247 به بعد مراجعه فرمائید.».

جالب اینکه: مرحوم طبرسى در ذیل آیه مى‏گوید: از اهل بیت پیامبر ص این حدیث نقل شده است:

" انها فى المهدى من آل محمد"

:" این آیه درباره مهدى آل محمد ص مى‏باشد" « مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.».

در تفسیر" روح المعانى" و بسیارى از تفاسیر شیعه از امام سجاد ع چنین نقل شده است که در تفسیر آیه فرمود:

هم و اللَّه شیعتنا اهل البیت، یفعل اللَّه‏ ذلک بهم على یدى رجل منا، و هو مهدى هذه الامة، یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا، و هو الذى قال رسول اللَّه (ص) لو لم یبق من الدنیا الا یوم ...:

" آنها به خدا سوگند شیعیان ما هستند، خداوند این کار را براى آنها به دست مردى از ما انجام مى‏دهد که" مهدى" این امت است، زمین را پر از عدل و داد مى‏کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده باشد، و هم او است که پیامبر ص در حق وى فرموده: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نماند ...".

همانگونه که گفتیم این تفسیرها به معنى انحصار معنى آیه نیست، بلکه بیان مصداق کامل است، منتها چون بعضى از مفسران همچون" آلوسى" در روح المعانى به این نکته توجه نکرده‏اند این احادیث را مردود شناخته‏اند.

" قرطبى" مفسر معروف اهل تسنن از" مقداد بن اسود" چنین نقل مى‏کند که از رسول خدا ص شنیدم فرمود:

ما على ظهر الارض بیت حجر و لا مدر الا ادخله اللَّه کلمة الاسلام:

" بر روى زمین خانه‏اى از سنگ یا گل باقى نمى‏ماند مگر اینکه اسلام در آن وارد مى‏شود" (و ایمان و توحید در سر تا سر روى زمین نفوذ مى‏کند) « قرطبى جلد 7 صفحه 4292.».

براى توضیح بیشتر پیرامون حکومت مهدى ع و مدارک مشروح و مستدل آن در کتب علماى سنت و شیعه به جلد 7 تفسیر نمونه صفحه 372 تا 389 سوره توبه ذیل آیه 33 سوره توبه هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَ دِینِ الْحَقّ‏ِ لِیُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون‏ او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند مراجعه فرمائید.

3- هدف نهایى، عبادت خالى از شرک است‏

جمله" یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً" چه از نظر ادبى،" حال" باشد و چه" غایت" «2» مفهومش این است که هدف نهایى فراهم آمدن حکومت عدل‏ و ریشه‏دار شدن آئین حق و گسترش امن و آرامش همان استحکام پایه‏هاى عبودیت و توحید است، که در آیه دیگر قرآن به عنوان هدف آفرینش ذکر شده است:

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ:" من جن و انس را نیافریدم مگر به خاطر اینکه مرا عبادت کنند" (زاریات- 56) عبادتى که مکتب عالى تربیت انسانها و پرورش دهنده روح و جان آنها است، عبادتى که خدا از آن بى نیاز و بندگان براى پیمودن راه تکامل و ترقى سخت به آن نیازمندند.

 

بنا بر این در بینش اسلامى بر خلاف بینشهاى مادى که هدفش در آخرین مرحله رفاه و برخوردارى از یک زندگى مادى در سطح عالى است، هرگز چنین چیزى را هدف خود قرار نمى‏دهد، بلکه حتى زندگى مادى هم در صورتى ارزش دارد که وسیله‏اى در نیل به آن هدف معنوى گردد.

منتها توجه به این نکته لازم است که عبادت خالى از هر گونه شرک و نفى هر گونه قانون غیر خدا و حاکمیت اهواء، جز از طریق تاسیس یک حکومت عدل امکان پذیر نیست.

ممکن است با استفاده از تعلیم و تربیت و تبلیغ مستمر گروهى را متوجه حق نمود ولى تعمیم این مساله در جامعه انسانى جز از طریق تاسیس حکومت صالحان با ایمان امکان پذیر نیست، به همین دلیل انبیاء بزرگ همتشان تشکیل چنین حکومتى بوده، مخصوصا پیامبر اسلام ص در نخستین فرصت ممکن یعنى به هنگام هجرت به مدینه اقدام به تشکیل نمونه‏اى از این حکومت کرد.

از اینجا نیز مى‏توان نتیجه گرفت که چنین حکومتى تمام تلاشها و کوششهایش از جنگ و صلح گرفته تا برنامه‏هاى آموزشى و فرهنگى و اقتصادى و نظامى، همه در مسیر بندگى خدا، بندگى خالى از هر گونه شرک است. ذکر این نکته نیز لازم است که معنى حکومت صالحان و تمکین آئین حق و عبادت خالى از شرک این نیست که در چنان جامعه‏اى هیچ گنهکار و منحرفى وجود نخواهد داشت، بلکه مفهومش این است که نظام حکومت در دست مؤمنان صالح است، و چهره عمومى جامعه خالى از شرک، و گر نه ما دام که انسان داراى آزادى اراده است ممکن است در بهترین جوامع الهى و انسانى احیانا افراد منحرفى وجود داشته باشد (دقت کنید). با استفاده از تفسیر نمونه، ج‏14، وبا اندکی تصرف

 اللهم عجل لولیک الفرج والنصر      

[ جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390 ] [ 11:41 ب.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک دوستان
آخرین مطالب
موضوعات وب
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 283545
 **