السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجک
السلام علی معز الاولیاء و مذل الاعداء، سلام و درود بر خاتم اوصیاء، مفخر اولیاء، کوکب فروزان آسمان ولایت و تنها باقیمانده خاندان عصمت علیه السلام که با قیام خود آخرین حلقه از حلقات مبارزه حق و باطل را به پایان می برد و کاخهای ستم و کنگره های بیداد را برای همیشه درهم کوبیده و آنچه غایت بعثت انبیاء و کوشش اولیاء بوده در جامعه تحقق خواهد بخشید .
دست من گیرکه این دست همان است که من
بارها از غم هجران تو بر سر زده ام
وصل تو گر در نفس آخر است
از همه عمر آن نفسم آرزوست
السلام علی ربیع الانام و نضره الایام سلام بر بهار مردمان و سبزی روزگاران بگو با آنکه می گوید به یک گل کی بهار آید گل نرگس جهانی را مصفا می کند آخر مولا جان ! آمد و بهار و بی گل رویت بهار نیست . سلام عید آمد اما عیدی بی مولا و امسال هم سالمان را بی مولا تحویل کردیم. خدایا! تا کی باید بهار های نوروز را بی بهار مردمان بگذرانیم و غم انتظارش را همچنان به دوش بکشیم . امسال هم عهد خواندیم و عهد قدیممان را نو کردیم . تجدید کردیم و بر ظهورش دعا کردیم . یا صاحب الزمان خودت دست به دعا بردار که کار به دست شماست و دعای شما تایید و امضای دعای شیعیانت . خدایا! بهار سال ۸۹ را با ظهور بهار مردمان دائمی کن . و این بحر طویلی است از حمید رضا برقعی عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی... عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی... کپی شده ار : http://vage.blogfa.com/


اللهم عجل لولیک الفرج والنصر >/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>/font>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
فرا رسیدن بهار طبیعت و اغاز سال ۱۳۸۹ هجری شمسی را به ملت بزرگ ایران اسلامی تبریک عرض تموده ودر این سال جدید برای فرج و ظهور آن یگانه دوران حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه دعا می کنیم .
اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

اگر زندگى با معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه و با پذیرش ولایت ایشان سپرى گردد، همه دغدغه و نگرانى و التهاب از بین می رود و انسان به آرامش میرسد. و این وجهى از معناى حدیث شریفى است که امام صادق علیه السّلام فرموده اند:
اعرف إمامک .....
امام خود را بشناس که چون او را شناختی این امر ((امر فرج )) چه پیش افتد ویا دیر فرارسد تو را زیانی نمی رساند(غیبت نعمانی )
یعنى حاصل ظهور براى او حاصل مى شود اگر چه در عالم بیرونى ظهورى متحقق نشده باشد.
. اللهم عجل لولیک الرفرج والنصر
بسم الله الرحمن الرحیم
میلاد پیامبر رحمت و مهربانی رسول خدا پیامبر اعظم اسلام صلی الله علیه و اله و ششمین وصی رسول خاتم امام هدایت حضرت امام صادق علیه السلام (هفته وحدت) را به پیشگاه مقدس اخرین حجت خدا و وصی رسول خاتم آخرین وارث غدیر حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه وعموم مسلمین جهانتبریک و تهنیت عرض می نمایم .
ونظر مشاهدین و بازدیدکنندگان محترم به مطلب ذیل از سایت پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله http://www.payambarazam.ir/default.asp جلب می نمایم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
نوع اثر : | سیمای پیامبر/font>>/> |
عنوان : | جمال پیامبر (ص) در نگاه قرآن (2) |
صاحب اثر : | --- |
منبع : | وبلاگ طلوع فجر |
2 – شایستگی های فرازمند |
باسمه تعالی
اگر زندگى با معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه و با پذیرش ولایت ایشان سپرى گردد، همه دغدغه و نگرانى و التهاب از بین می رود و انسان به آرامش میرسد. و این وجهى از معناى حدیث شریفى است که امام صادق علیه السّلام فرموده اند:
" اعرف إمامک فانّک اذا عرفته لم یضّرک تقدّم هذا الأمر أو تأخّر ".(غیبة النعمانى/460)
امام خود را بشناس که چون او را شناختى این امر (امر فرج) چه پیش افتد و یا دیر فرا رسد تو را زیانى نمى رساند.
یعنى حاصل ظهور براى او حاصل مى شود اگر چه در عالم بیرونى ظهورى متحقق نشده باشد. اللهم عجل لولیک الرفرج والنصر

۲۸ ماه صفرو روز آخر صفر ایام رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و دو فرزند گرامیش امامان معصوم حضرت امام حسن مجتبی و امام علی بن موسی الرضا علیهمالسلام ایام حزن اهل بیت علیهم السلام را به پیشگاه مقدس آخرین وارث غدیر و منقم خون شهیدان حضرت امام مهدی غجل الله تعالی فرجه وبه همه امت اسلامی تسلیت عرض می نمایم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
نشانههاى تعارض امام حسن(علیهالسلام) با معاویه
تمام اقدامات امام در طول دوره بعد از صلح رو در روى اقدامات معاویه قرار داشت. عمده کوششهاى امام به دو بخش تقسیم مىشود که به اختصار به آن دو مىپردازیم.
الف - فعالیتهاى دینى و نشر فرهنگ اسلام
پس از حضور امام حسن(علیهالسلام) در مدینه، محدثان و دانشمندان گرد وجود حضرت حلقه زدند. این افراد یا از صحابه پیامبر(صلى الله علیه و آله)، و یاران با سابقه امام على(علیهالسلام) بودند یا تابعین و دیگر گروهها بودند. از گروه اول مىتوان به احنف بن قیس، اصبغ بن نباته، جابر بن عبدالله انصارى، جعید همدانى، حبة بن جوین عرفى، حبیب بن مظاهر، حجر بن عدى، رشید هجرى، رفاعة بن شداد، سوید بن غفلة، مسلم بن عقیل و ... را نام برد.
اینها کسانى بودند که از شهرهاى مختلف گرد آمدند و به واسطه تربیت علمى و معنوى صحیح به عنوان سدهاى محکم در مقابل تحرکات معاویه ایستادند. (1)
عمق فعالیتهاى علمى و تربیتى امام چنان بود که وقتى معاویه از یکى از افرادى که از مدینه به شام آمده بود، از امام حسن(علیهالسلام) پرسید او پاسخ داد: امام نماز صبح را در مسجد جدش برگزار مىکند تا طلوع آفتاب مىنشیند و سپس تا به نزدیک ظهر به بیان احکام و تعلیم مردم مشغول است، سپس نماز مىخواند و به همین گونه زنان از احادیث و روایات او بعد از ظهر استفاده مىکنند و این برنامه هر روز اوست. (2)
ابن صباغ مالکى هم مىنویسد: «نماز صبح را در مسجدالنبى برگزار مىنماید و تا طلوع آفتاب مىنشیند و به ذکر خدا مشغول مىشود. روزها مردم گرداگردش حلقه مىزنند و او برایشان معارف و احکام الهى را بازگو مىکند ... مردم اطراف او گرد مىآیند تا سخنانش را بشنوند که دلهاى شنوندگان را شفا مىبخشد و تشنگان معارف را سیراب مىکند. بیانش حجت قاطع است. به طورى که جاى احتجاج و مجادله باقى نمىماند.» (3)
امام حسن(علیه السلام) روزى در نخیله نشسته بودند. معاویه گفت: شنیدهام که حضرت رسول خرما را در درخت تخمین مىکرد و درست مىآمد. آیا تو آن علم را دارى؟ شیعیان ادعا مىکنند علم هیچ چیز از شما پنهان نیست. حضرت فرمود: رسول اکرم عدد پیمانههاى آن را بیان مىکرد. من عدد دانههایش را براى تو مىگویم
چهار هزار و چهار دانه است. معاویه دستور داد خرماها را چیدند و چهار هزار و سه دانه شد. امام فرمود: یک دانه را پنهان کردهاند و آن را در دست عبدالله بن عامر یافتند. در این لحظه بود که امام به معاویه فرمود: به خدا سوگند اى معاویه! اگر نبود این که تو کافر مىشوى و ایمان نمىآورى، به تو از آنچه خواهى کرد، خبر مىدادم. پیامبر در زمانى زندگى کرد که او را تصدیق مىکردند و تو مىگویى که کسى این را از جدش شنید و او کودک بود. به خدا سوگند که زیاد را به پدر خود ملحق خواهى کرد و حجر بن عدى را خواهى کشت و سرهاى شیعیان را براى تو خواهند آورد.» (4)
ب) اقدامات تقابلى در مواجهه با معاویه
در این بخش به مواردى از تقابل امام با معاویه اشاره مىکنیم:
1- حمایت از شیعیان
در مورد این نوع تقابلها، کافى است به حمایتهاى امام از دوستان خود در برابر فشار دستگاه معاویه اشاره شود. در این موارد امام یگانه پناهگاه این اشخاص بود و با جرات تمام در مقابل ظلم معاویه و کارگزاران وى مىایستاد.
آیا در این زمان استاندار کوفه زیاد بود؟
سعید بن ابى سرح کوفى که از دوستان امام بود، مورد خشم استاندار کوفه (زیاد بن ابیه) قرار گرفت و توسط زیاد جلب شد. او نیز فرار کرد و خود را به مدینه رساند و به امام پناهنده شد. در مقابل، حاکم کوفه، خانواده سعید را زندانى، اموالش را مصادره و خانهاش را ویران کرد. وقتى خبر این اقدامات به گوش امام رسید نامهاى خطاب به زیاد بن ابیه نوشت:
«تو یکى از مسلمانان را مورد غضب و خشم قرار دادهاى با این که سود و زیان او سود و زیان مسلمانان است. خانهاش را ویران ساخته و مالش را گرفته و خانوادهاش را زندانى کردهاى. تا نامه من به تو رسید، خانهاش را بساز و مالش را برگردان ...» (5)
زیاد ابن ابیه در مقابل نوشت: «از زیاد ابن ابى سفیان به حسن بن فاطمه! اما بعد، نامهات به من رسید. چرا نام خود را قبل از نام من نوشته بودى؟ با این که تو نیازمندى و من قدرتمند! تو که از مردم عادى هستى، چگونه مثل فرمانرواى قدرتمند دستور مىدهى و از فرد بداندیشى که به تو پناه آورده و تو هم با کمال رضایت پناهش دادهاى حمایت مىکنى؟ به خدا سوگند اگر او را بین پوست و گوشت خود پنهان کنى، نمىتوانى از او نگهدارى کنى و من اگر به تو دسترسى بیابم هیچ مراعات نخواهم کرد و لذیذترین گوشت را براى خوردن، گوشت تو مىدانم. سعید را به دیگرى واگذار. اگر او را بخشیدم، به خاطر وساطت تو نیست و اگر کشتم، به جرم محبت او با پدر تو است. والسلام.»
در پى این عبارت، امام نامهاى به معاویه نوشت و نامه فرماندار را هم به آن ضمیمه کرد و برایش فرستاد. معاویه نیز بنابر ملاحظات مختلف نامهاى به این صورت براى زیاد نوشت: «... نامهاى براى حسن نوشتهاى و در آن به پدرش دشنام دادهاى و فاسق نامیدهاى، در صورتى که به جان خودم سوگند تو خود به فسق سزاوارترى... . به مجرد این که نامهام به دستت رسید، خاندان سعید بن ابى سرح را آزاد کن؛ خانهاش را بساز؛ اموالش را برگردان؛ دیگر مزاحم او نباش و ...» (6)
2- دفاع از ارزشها
در این بخش به دفاع امام از اصلىترین ارزشها یعنى، ولایت و امامت مىپردازیم که معاویه به صورتهاى مختلف سعى در مخدوش ساختن آن داشت تا به هدف خود یعنى، استقرار حاکمیت در خاندان خود توفیق یابد. امام در مورد این مساله مهم موضعگیرى زیادى داشت که به برخى اشاره مىکنیم:
1- 2- تبیین چهره پاک و مقدس امیر مؤمنان(علیهالسلام)
زمانى که معاویه به خاطر وسوسه اطرافیان مجلسى در کوفه تشکیل داد و اطرافیان معاویه به امام حسن (علیهالسلام) و امیرمؤمنان توهینهایى کردند، امام در مقام دفاع از مشروعیت امامت و حاکمیت امام على (علیهالسلام) و خاندان او چنین سخن گفت: شما را به خدا سوگند! نمىدانید و به یاد نمىآورید مطالبى را که پیامبر در حجةالوداع خطاب به مردم فرمود: «ایها الناس انى قد ترکت فیکم مالم تضلوا بعده کتاب الله فاحلوا حلاله و حرموا حرامه و اعلموا ... فقال:
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. اللهم من عادى علیا فلا تجعل له فى الارض مقصدا و لا فى السماء مصعدا واجعله فى اسفل درک من النار...» (7)
امام حسن به او فرمود: «آرى، سوگند به خدا که تو براى دنیاى ناچیز و نابود شدنى از معاویه اطاعت کردى. اگر معاویه زندگى دنیایى تو را تامین کرده، به جایش آخرت را از تو گرفته است و چنانچه تو کارى به گمان خود نیک انجام دهى، مصداق این آیه شدهاى که فرمود: و گروهى دیگر به گناهان خود اعتراف نموده و اعمال زشت و زیبا را با هم مخلوط کردهاند ولى خداوند مىفرماید: نه چنین است دلهاى آنان بر اثر گناه و تبهکارى سیاه شده و خود را تیرهبخت کردهاند.
2- 2- تقبیح حکومت ناشایستگان
روش دیگر امام حسن(علیهالسلام) این بود که بىلیاقتى و ناشایستگى معاویه را بیان مىکرد. لذا در نامهاى به معاویه نوشت:
«سوگند به خدا! اگر بعد از رحلت پیامبر مردم با پدر من بیعت مىکردند، آسمان باران خود را بر آنها مىبارید و زمین برکاتش را به آنها مىبخشید و تو اى معاویه! در خلافت طمع نمىکردى اما چون خلافت از سرچشمه اصلىاش منحرف شد، قریش در آن نزاع کردند تا آنجا که طلقا و فرزندانش به آن طمع کردند. با این که پیامبر فرموده بود: هیچ امتى حکومت خویش را به افراد ناشایست واگذار نکرد با این که دانشمندتر از آنها بود، مگر این که کارشان به تباهى کشید ...» (8)
همچنین امام علیه السلام به خود معاویه ناشایسته بودنش را یادآورى کرد و فرمود: «خلیفه آن کسى است که به روش پیامبر(صلى الله علیه و آله) سیر کند و به طاعت خدا عمل نماید. خلیفه کسى نیست که با مردم به جور رفتار کند. و سنت را تعطیل کند و دنیا را پدر و مادر خود قرار دهد. و بندگان خدا را برده و مال او را دولت خود بداند. زیرا چنین کسى پادشاهى است که به سلطنت رسیده و مدت کمى از آن بهرهمند و سپس لذت آن منقطع شده است ...» (9)
امام بارها مشروعیت حکومت ناپاکان را زیر سؤال مىبرد و از کارگزاران آنها اعلام بیزارى مىجست.
نقل است که حضرت روزى در مسجدالحرام طواف مىکرد که «حبیب بن مسلمه فهرى» (10) را دید و به او فرمود: «اى حبیب، راهى که برگزیدهاى راه غیر خداست. او در پاسخ از روى تمسخر گفت: روزى که راه پدرت را مىرفتم در مسیر اطاعت خدا بودم؟!
امام حسن به او فرمود: «آرى، سوگند به خدا که تو براى دنیاى ناچیز و نابود شدنى از معاویه اطاعت کردى. اگر معاویه زندگى دنیایى تو را تامین کرده، به جایش آخرت را از تو گرفته است و چنانچه تو کارى به گمان خود نیک انجام دهى، مصداق این آیه شدهاى که فرمود: و گروهى دیگر به گناهان خود اعتراف نموده و اعمال زشت و زیبا را با هم مخلوط کردهاند ولى خداوند مىفرماید: نه چنین است دلهاى آنان بر اثر گناه و تبهکارى سیاه شده و خود را تیرهبخت کردهاند.» آنگاه امام از حبیب روى برگرداند و به راه خود ادامه داد.» (11)
4- 2- تبیین مشروع بودن حکومت امیرمؤمنان:
امام حسن(علیهالسلام) علاوه بر موارد فوق تاکید بسیارى بر نشان دادن مشروعیت حکومت امیرمؤمنان داشت تا از این طریق به تهاجمات معاویه علیه بر حق بودن ولایت على(علیهالسلام) پاسخ بدهد. لذا شاهد استناد حضرت به سخنان پیامبر(صلى الله علیه و آله) در مورد امامت امیرمؤمنان(علیهالسلام) هستیم مانند نصب حضرت در غدیر خم. (12)
5- 2- بیان بر حق بودن خود براى حکومت
امام علاوه بر بیان مشروعیت امام على(علیهالسلام) به مشروعیت خود نیز اشاره مىکرد و این در مقابل ادعاهاى معاویه بود که امام حسن را شایسته خلافت نمىدانست. امام بر فراز منبر در حضور معاویه به معرفى خود مىپرداخت و مىفرمود: «ایها الناس هر کس مرا مىشناسد که مىشناسد، هر کس مرا نمىشناسد من حسن بن على بن ابى طالب و فرزند بهترین زنان، فاطمه دختر محمد رسول خدا هستم .... من هستم که مرا از حق خود (ولایت) محروم کردهاند.» (13)
6- 2- آمادگى براى نبرد مجدد
طبیعى است که شرایط صلح و مواد آن بارها و بارها از سوى معاویه نقض شده بود، بنابراین مىتوان گفت در صورت فراهم آمدن امکانات، امام براى نبرد مجدد با معاویه آمادگى داشت لذا برخى عقیده دارند که دلیل مسموم کردن امام نیز همین آمادگى او براى رفتن به شام و مبارزه با معاویه بود. (15)
آنچه خواندیم تنها بخشى از تعارضهاى دو جبهه حق و باطل بود که بروز مىیافت و بر سازش ناپذیرى آنان تاکید مىکرد. همین واقعیت و اقدامهاى قاطع و موثر امام حسن(علیهالسلام) جاى شک براى معاویه باقى نگذاشت که یگانه خطر براى او و اموىها حسن بن على است و هر لحظه احتمال خطر از سوى امام آنها را تهدید مىکند.
بنابراین در صدد برآمد به هر وسیله ممکن امام را از سر راه بردارد. او براى این کار بارها اقدام به توطئه و مسموم کردن امام کرده بود.
حاکم نیشابورى با سند قوى از ام بکر بنت مسور نقل مىکند: «کان الحسن بن على سم مرارا کل ذلک یغلب حتى کانت مرة الاخیرة التى مات فیها کان یختلف کبده فلم یلبث بعد ذلک الا ثلاثا حتى توفى(16)؛ حسن(علیهالسلام) را بارها مسموم کردند لیکن اثر چندانى نمىگذاشت ولى در آخرین مرتبه زهر پهلویش را پاره پاره کرد و بعد از آن سه روز بیشتر زنده نماند.»
در این باره، ابن ابى الحدید دلیل اصلى اقدام معاویه را اینگونه بیان مىکند: «چون معاویه مىخواست براى پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم کردن امام مجتبى(علیهالسلام) گرفت. زیرا معاویه براى گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثى کردن حکومت مانعى بزرگتر و قوىتر از حسن بن على(علیهماالسلام) نمىدید.» (17)
امام صادق(علیهالسلام) مىفرمود: «جعده - لعنة الله علیها - زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام روزه داشت و روزهاى بسیار گرمى بود. به هنگام افطار خواست مقدارى شیر بنوشد. آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود.
وقتى شیر را آشامید، لحظاتى بعد فریاد برآورد: عدوة الله! قتلتنى، قتلک الله والله لاتصیبن منى خلفا و لقد غرک و سخر منک والله یخزیک و یخزیه؛ اى دشمن خدا! تو مرا کشتى. خدا تو را نابود کند. سوگند به خدا بعد از من بهرهاى براى تو نخواهد بود. تو را گول زدند و رایگان به کار گرفتند. سوگند به خدا بیچاره و بدبخت نمود تو را و خود را خوار و ذلیل کرد.»
امام صادق(علیهالسلام) در ادامه فرمود: «امام مجتبى(علیهالسلام) بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیشتر زنده نماند و معاویه نیز به آنچه وعده کرده بود، عمل نکرد.» (18)
پینوشتها:
1- به بحارالانوار، ج 42، صص 110 تا 112 و ناسخ التواریخ، ج 5، صص 245 تا 247 مراجعه شود. 2- الامام الحسن، ابن عساکر، ص 139، ج 231. 3- الفصول المهمه، ص 159. 4- بحارالانوار، ج 43، ص 329. نمونههاى دیگر در خرایج، ج 2، ص 573 و العدد القویه، ص 42. 5- شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص72. 6- نهجالبلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 73. 7- بحارالانوار، ج 44، صص 70 تا 86، ج 1. 8- همان، ج 44، ص 63. | 9- احتجاج طبرسى، ج 1، ص 419 و الخرایح و الجرائح، ص 218 10- از یاران معاویه، از سوى عمر به فرماندارى آذربایجان و ارمنستان گمارده شد. توسط معاویه دوباره والى ارمنستان شد. اسدالغایة، ج 1، ص 374. 11- احکام القرآن، احمد بن على رازى، ج 4، ص 355 و با اندک اختلاف نور الثقلین، ج 5، ص 532. 12- جلاء العیون، ص 442 و بحارالانوار، ج 44، صص 70 تا 86. 13- امالى شیخ صدوق، ص 150. 14- جلاء العیون، ص 442. 15- الغدیر، ج 11، ص 8، به نقل از طبقات ابن سعد. 16- المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص 173. 17- شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحدید، ج 16، ص 49. 18- بحارالانوار، ج 44، ص 154. |
برگرفته از مقاله الف.آشورى، امام حسن علیه السلام و پاسدارى از ارزشها
تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی . کپی شده از : http://www.tebyan.net
یوم الله 22 بهمن روز شکست دشمن
22 بهمن ملت بزرگ ایران اسلام با حضور سبز علوی خود در راه پیمائی شرکت می کند و اخرین تیر خلاص را بر شقیقه استکبار جهانی به رهبری آمریکا و از نابش و مزدوران و منافقان داخلی خواهند زد و قدرت سیاسی ولایت و ولایتمداری را برای جهانیان بنمایش در خواهند اورد .
اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
