غدیر - عاشورا - انتظار
X
تبلیغات
رایتل

غدیر - عاشورا - انتظار
عقیدتی - سیاسی (اسلامی) به وبلاگ خودتان خوش امدید

[ جمعه 28 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 01:12 ق.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (1) ]
مدینه در ماتم - ویژه رحلت پیامبر اکرم(ص)
اینک «پدری مهربان» از دنیا می رود، پدری بی مانند جهان را ترک می گوید و آنگاه که بی تابی و بی قراری دخترش را نظاره می کند خطاب به او چنین می فرماید: «فاطمه عزیزم، غصه به خود راه مده که تو اوّلین کسی هستی که به دیدار من می شتابی.
تاریخ انتشار : 1393/9/26
بازدید : 2196

تاریخ بروزرسانی: 7 آذر 1395

برگی از دفتر زندگانی پیامبر اعظم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله

پیغمبر اکرم حضرت محمد بن عبداللّه (ص) که نبوت به او پایان یافت، در سال 570 بعد از میلاد متولد شد. در چهل سالگی به نبوت مبعوث گشت. سیزده سال در مکه مردم را به اسلام دعوت کرد و سختی ها و مشکلات فراوان متحمل شد و در این مدت گروهی زبده تربیت کرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آنجا را مرکز قرار داد. ده سال در مدینه آزادانه دعوت و تبلیغ نمود و با سرکشان عرب نبرد کرد و همه را مقهور ساخت. پس از ده سال همه جزیرة العرب مسلمان شدند. آیات کریمه قرآن تدریجا در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد. مسلمین شیفتگی عجیبی نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصیت رسول اکرم نشان می دادند. رسول اکرم در سال یازدهم هجری، یعنی یازدهمین سال هجرت از مکه به مدینه که بیست و سومین سال پیامبری او و شصت و سومین سال از عمرش بود درگذشت در حالی که جامعه ای نوبنیاد و مملو از نشاط روحی و مؤمن به یک ایدئولوژی سازنده که احساس مسئولیت جهانی می کرد تأسیس کرده و باقی گذاشته بود.

در ذکر احوال مهتر عالم

سالشمار تاریخ پیامبر خدا حضرت محمدبن عبدالله (ص)

نمی از یم فضایل

پیامبر اعظم (ص) به نص صریح قرآن پیامبر رحمت و پیام آور صلح و صفا بود. نرم خویی پیامبر اعظم (ص) هدیه ای الهی بود:

به لطف و رحمت الهی با آنان نرم خو و پر مهر شدی و اگر درشتخوی سخت دل بودی بی شک از پیرامون تو پراکنده می شدند.

همین نرم خویی و رفتار مسالمت آمیز پیامبر (ص) یکی از راهکارهای بسیار موفق آن حضرت در جذب مردم و تسخیر قلب ها بوده است. خدای متعال در آیه دیگر از رأفت، رحمت و مهربانی و دلسوزی پیامبر اعظم (ص) این گونه یاد کرده است:

به راستی که پیامبر از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنجی که شما می برید، برای او گران می آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است.

پیامبر اعظم (ص) خود فرموده: «پروردگارم مرا به مدارا و نرمی با مردم دستور فرمود، همان گونه که به انجام واجبات امر فرمود.»

پیامبر اسلام (ص) در برخورد خشونت آمیز دیگران نیز از قهر و خشونت بهره نگرفت. وقتی پیامبر اعظم (ص) در مکه برای دعوت مردم به خداپرستی ظهور کرد، با عکس العمل شدید قریش مواجه شد و قریش از هیچ گونه آزار و شکنجه، اهانت و افترا دریغ نورزید و او را فردی کذاب، ساحر، مجنون و... معرفی کردند، ولی عکس العمل پیامبر (ص) این بود که: «بارالها، قوم من را بیامرز که آنان نادان اند.»

فضائل و کرامات حضرت محمد (ص)

سیره و اخلاق پیامبر اکرم (ص)

پیغمبر اکرم(ص)

ویژگی های فردی و اجتماعی پیامبر اسلام (ص)

تأملی در اتهام خشونت به پیامبر اعظم (ص)

مدینه در ماتم

با پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین روزها و ساعات حیات

شیخ مفید در ارشاد می گوید: «هنگامی که رسول خدا از نزدیک شدن اجل خود مطّلع گردید، به هر مناسبتی برای مسلمانان سخنرانی می کرد و آنان را از فتنه انگیزی و اختلاف پس از خودش برحذر می داشت. و بسیار سفارش می کرد که به سنّت او متمسّک شوند، و بر آن اتفاق نظر و وحدت داشته باشند، و آنان را به پی روی از عترت خود، و اطاعت و حفاظت از آن ها، و کمک و یاری به آن ها در دین تشویق می کرد، و از اختلاف و ارتداد برحذر می داشت و راویان بسیاری از آن حضرت نقل کرده اند که فرمود: ای مردم، من از میان شما می روم و شما در حوض کوثر بر من وارد می شوید. آگاه باشید که درباره دو چیز از شما سؤال خواهم کرد. پس مواظب باشید که چگونه از آن ها محافظت می کنید. بدانید که خداوند به من خبر داده است که این دو از هم جدا نمی شوند تا مرا ملاقات کنند. من این ها را از خدا درخواست کردم و آن ها را به من عطا فرمود. آگاه باشد که من این دو را در میان شما می گذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم. از آن دو پیشی نگیرید که متفرق می شوید و از آن دو عقب نمانید که هلاک می شوید و سعی نکنید که چیزی به آن دو یاد بدهید؛ زیرا آن دو آگاه تر از شما هستند. ای مردم، این گونه نباشید که پس از من به کفر خویش بازگردید و خون همدیگر را بریزید... آگاه باشید که علی بن ابی طالب، برادر و وصی من است که بر سر تأویل قرآن می جنگد؛ چنان که من بر سر تنزیل قرآن جنگیدم.

با پیامبر در آخرین ساعات حیات

جلوه­هایی از جمال دوست رحلت رسول خدا

آموزه هایی از واپسین روزهای حیات پیامبر(ص)

28 صفر رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)

رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم

آیا پیامبر (ص) هنگام وفات وصیتی کرده بودند؟

این عوامل باعث جواز مخالفت با پیامبر نمی شود

وصایای پیامبر به هنگام وفات (دفن پیامبر اکرم)

نگاهی به وصیت مهم رسول خدا(ص) در آخرین لحظات عمر

هجرت به جهان ابدیت

سرانجام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از آنکه 63 سال در راه خدا تلاش کرد و 23 سال از آن را به عنوان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (13 سال در مکه و 10 سال در مدینه) در نشر رسالت جهانی خویش به سر آورده بود. در 28 ماه صفر، سال 11 هجری به ملکوت اعلی پیوست و خورشید روشن هدایت و مشعل نورانی دریای حکمت بشر خاموش گشت.

رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصادف با 633 میلادی، ظهر روز دوشنبه بود. پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام او را غسل داد و با سه جامه، بدن مبارکش را کفن پوشانید و بر پیکر پاک حضرت نماز گزارد و آنگاه وی را در همان حجره خود در خانه اش در شهر مدینه با کمک عباس بن عبدالمطلب و پسرش فضل و اسامة بن زید و اوس بن خولی انصاری به خاک سپردند. (تاریخ انبیاء (از آدم خلیفة اللّه (ع) تا خاتم رسول اللّه (ص))، ص 417)

بررسی یک ماجرای تاریخی؛رحلت یا شهادت؟

رحلت پیامبر یا شهادت پیامبر؟ خودتان قضاوت کنید

نظریه به خاک سپرده شدن پیامبر(ص) در خانه خودش

نظرات مختلف در خصوص محل دفن نبی اکرم (ص)

رحلت پیامبر(ص) و ظهور فتنه ها

درگذشت پیامبر گروهی را در سکوت فرو برد و چنانکه حضرتش پیش بینی کرده بود جمعی را نیز به تلاشهای مرموز و مخفیانه واداشت.کسانی که از روزهای شدت یافتن بیماری پیامبر و احتمال درگذشت وی در پی این بیماری، نیاتی برای دستیابی به قدرت در دل داشتند، بی درنگ پس از شنیدن این خبر و هنگامی که هنوز علی(ع)،فضل بن عباس و تنی چند سرگرم تجهیز پیکر پاک رسول خدا(ص) برای دفن بودند، دست به کار شدند. اینان بی توجه به همه آنچه رسول اکرم(ص) فرموده بود به شور نشستند تا شاید پیروان آخرین برگزیده خدا را از بیراهه روی و بی رهبری برهانند. چه به ادعای ایشان آن حضرت رهبری برای امتش برنگزیده یا به پیروی فردی سفارش کرده که محبوبیتی در میان قوم خود نداشته و از عهده کاررهبری برنمی آمده است.

رحلت پیامبر(ص)و آشکار شدن توطئه ها

راز انکار رحلت پیامبر(ص)

مصیبت نامه در چند پرده

عوامل انحراف خلافت و انزوای امام علی (ع)

در محضر علی (ع) و فاطمه (س)

غربت و تنهایی اهل بیت علیهم السلام

با رحلت پیامبر(ص) طوفانهای تازه ای از حوادث پیچیده و بحرانی وزیدن گرفت.

احقاد و کینه های بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر(ص) در زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت.

احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر (ص) و فاطمه زهرا(س) در مرکز این دایره بود که تیرهای زهرآگین دشمنان از هر سوی به سوی آن پرتاب می شد.

فراق و جدائی دردناک از پدر از یکسو.

مظلومیت غم انگیز و جانکاه همسرش امیرمؤمنان علی(ع) از سوی دیگر.

توطئه های دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو.

و نگرانی فاطمه از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم دادند و قلب و روح پاکش را سخت می فشردند.

فاطمه سلام اللّه علیها نمی خواهد با بیان غمهای خود روح پاک امیرمؤمنان علی(ع) را که سخت از آن اوضاع ناگوار و خلافکاری های امت ضربه دیده، آزرده تر سازد.

به هین دلیل به کنار قبر پیامبر(ص) می رفت و با او درد دل می کرد، و سخنان جانسوزی همچون اخگر آتش که اعماق وجود انسان را می سوزاند، بر زبان می آورد.

«یا ابتاه بقیت والهة و حیرانة فریدة، قد انخمد صوتی و انقطع ظهری و تنغص عیشی»:

«پدرجان بعد از تو، یکه و تنها شدم، حیران و محروم مانده ام صدایم به خاموشی گرائید، و پشتم شکست و آب گوارای زندگی در کامم تلخ شد».

فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص)

یک تصویر، دو آینه

در فراق یاس

برای علی(ع) گریه می کنم

پیامدهای رحلت پیامبر اکرم(ص) از زبان حضرت زهرا(س)(1) (2)

حکایت فدک

دامن او را نمی گیرید؟

جرعه هایی از زلال سخن

آیة المنافق ثلاث: اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا اؤتمن خان.

نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید. 2 - از وعده تخلف کند. 3 - در امانت خیانت نماید (نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلی الله علیه و آله)، ص 156)

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی مَرَضِهِ الَّذِی تُوُفِّی فِیهِ وَ أُغْمِی عَلَیهِ ثُمَّ أَفَاقَ فَقَالَ لَا ینَالُ شَفَاعَتِی مَنْ أَخَّرَ الصَّلَاةَ بَعْدَ وَقْتِهَا.

کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید (بحار الانوار، ج 20، ص 80)

مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِیهِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّة.

هر کس از عرض و آبروی برادر مسلمان خویش دفاع کند، بهشت بر او واجب می گردد (وسائل الشیعه، ج 12، ص 292)

الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَال.

عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن کسب حلال است (الکافی، ج 5، ص 78)

سخنان پیامبر اعظم (ص)

سفارشات پیامبر (ص) به امام علی (ع)

نصایح پیامبر اسلام (ص) به ابوذر

در کلام دیگران

«انّ الصبر لجمیل الاّ عنک و ان الجزع لقبیح اِلاّ علیک و انّ المصاب بک لجلیل و انّه قبلک و بعدک لَجَلَلٌ» (نهج البلاغه، قصار الحکم، 292)

همانا که شکیبایی بس زیباست جز در مرگ تو و بیتابی بس زشت است مگر بر رحلت تو، اندوهی که از دوری تو بر دل نشسته بس سنگین است و غمهای پیش از در گذشت و پس از وفات تو بسیار آسان و سبک.

«فَاِنَّ اللّهَ تَعالی بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی اللّه علیه و آله) لِیُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَة عِبادِهِ اِلی عِبادَتِهِ وَ مِن عُهُودِ عِبادِهِ اِلی عُهُوده وَ مِن طاعَةِ عِبادِهِ اِلی طاعَتِهِ» (وافی، ج 3، ص 22)

همانا خداوند محمد صلّی اللّه علیه و آله را برانگیخت تا بندگانش را از بندگی بندگان به بندگی خدای کشاند و از پیمان بندگان به پیمان خدای در آورد و از فرمانبری بندگان به فرمانبری خدایش وا دارد.

پیامبر خدا(ص) از زبان امام علی(ع)

پیامبر اعظم در نگاه اندیشمندان مسلمان

شخصیت پیامبر از دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان

در سایه سار قلم

باز کن فاطمه­ جان این در را. در می زنم تا از تو اذن بگیرم؛ ورود به خانه محمد (ص) را... و تو جوابم می کنی؛ پنداشتی غریبه ای هستم که شوق دیدار پیامبر (ص) را دارم و من به حرمت حضور تو، پشت در ایستادم!

و چه تلخ بود آن لحظه ها که آسمان آماده ی پاشیدن بود و زمین از غصه در پیچش! کوه ها رشته رشته پراکنده و بارش خاک مرگ بر سرزمین...

این کوچه ها به یاد دارند روزگاری را که کرامت انسانی به تاراج قومیت رفته بود و عفریت جهالت، عبودیت را به برهوت شرک رانده بود! هنوز به یاد دارند آن روزها را که شکوفه های عاطفه ناشکفته در گور نخوت دفن می شدند و شعر و شراب و شهوت، متاع بازار عکاظ بود!

این کوچه ها به یاد دارند آمدن ناگاه محمد (ص) را با هدیه گران قدری، چون توحید. و چه کردند مردمان تنگ نظر پست سیرت؟!... کودکانشان را جایزه دادند در مسابقه سنگ زنی بر نبی خدا! و او را جادوگر خواندند و شاعر! دندانش را شکستند، روح آرامش را صیقل دادند، و... او!.... او شهر را روشن کرد از عطر خداوند؛ هرچند اندیشه-های مردابی عفنشان را بارور...

باز کن فاطمه­ جان این در را...

رحلت جانگداز رسول گرامی اسلام (ص)

با مدینه، بی رسول

رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله

بهانه/28 صفر رحلت پیامبر اکرم (ص)

مرثیه رسول اللّه

تا همیشه نوای توحید تو بلند است

همه جا غم، همه جا ماتم

سنگین ترین اندوه عالم

توسل به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و زیارت نامه آن حضرت

سخن از توسل و تبرک و مشروعیت آن، مطلبی است که از دیدگاه عقل و شرع، باید از بدیهیات شمرده شود؛ زیرا نه عقل مانع از آن است که انسانِ مؤمن، با اعتقادِ خالص به توحید خداوند، به مقدّسات این عالم تبرّک جوید و به آنها احترام بگذارد و یا آنها را وسیله تقرّب الهی قرار دهد و نه در میان ادلّه شرعی و نصوص قرآنی و روایی میتوان دلیلی یافت که مشروعیت تبرک و توسل را زیر سؤال ببرد. افزون بر این، شواهد و دلایل بسیاری در کتاب و سنت وجود دارد که به تبرک و توسّل توصیه کرده و آن را وسیله قرب به خداوند قرار داده است.

آیه کریمه:. ..وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ... با صراحت، دستور میدهد که بندگان پرهیزکار، برای راهیابی به مقام قربِ ربوبی، از وسیلهای استفاده کنند.

«وسیله»، به گونه مطلق ذکر شده و شامل هر شخص و هر چیز و هر عملی است که بتواند انسان را به خداوند نزدیک کند و کدامین وسیله برتر از اولیا و انبیا و امامان علیهم السلام؟! که اینان رابطه فیض میان خدا و خلق اند.

صحابه و تبرک به آثار پیامبر(ص)

توسل به پیامبر (ص) و تبرک به آثار آن حضرت در حیات و ممات

جواز توسل به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) از نظر قرآن

جایگاه زیارت نبی اعظم (ص) در منابع اسلامی

زیارت حضرت رسول (ص) در روز شنبه

زیارتنامه حضرت محمد (ص)

زیارتنامه پیامبر(ص) از راه دور

[ جمعه 26 آبان‌ماه سال 1396 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (0) ]

بسمه تعالی

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

سوم شعبان خجسته  زاد روز حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام (روز پاسدار ) و چهارم شعبان زاد روز خجسته امام سجاد علیه السلام و زاد روز علمدار کربلا و بزرگ ولایتمدار تاریخ عاشورا حضرت عباس بن علی علیه السلام بر عموم ازادگان و بیدارگران بیداری اسلامی و پیکارگران جبهه حق در برابر جبهه کفر استکبار جهانی   مبارک باد

 

اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

[ سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (0) ]

بسمه تعلی 

آجرک الله بقیةالله

ایام شهادت ششمین وارث غدیر حضرت امام صادق علیه السلام  را به پیشگاه مقدس فرزندش دوازدهمین و آخرین وارث غدیر و عموم شیعیان و دوست داران اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه واله و سنگر نشینان دفاع از حریم ولایت و امامت و بیدارگران اقالیم قبله تسلیت عرض می نمایم . نظر مشاهدین گرامی را به مقاله ذیل بر گرفته شده از روزنامه کیهان مورخ 20 مردادماه  بقلم اندیشه مند فرزانه جناب اقای هادی صحرائی جلب می نمایم ، ملتمس دعا اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

ما پیرو صادق(ع) و اهل صداقتیم

  نمی‌توان ادعای اسلام داشت و خود را از گفتار و رفتار او بی‌نیاز دانست، نمی‌شود شیعه بود و او را نشناخت و هرگز نمی‌شود دم از علم و دانش زد و با نامش غریبه بود و امکان ندارد آزاده بود و  اسیر مرامش نبود و هیهات از انسانی که از او بشنود و زانوان ارادتش در مقابل عظمت صادقانه‌اش به خضوع و خشوع و تلمذ خم نشود و مگر می‌تواند آنکه برای رسیدن به سعادت در به در مکاتب متعدد است در مذهب جعفری که همان مکتب محمدی است به حقایق اصیل و اصلی و مطالب بدیع و بری از اوهام و خرافات دست نیابد و به جانش قرار نیاید؟  که این مکتبخانه شفاخانه دلهاست و آرامگاه روان‌های پریشان، پناهگاه بی‌پناهان است و قرارگاه بی‌قراران. مأمن اهل علم است و میعادگاه اهل عمل. مرکز دانایی و محل فرزانگی و فرهیختگی است. و این شکوه دانش اوست که چون فانوسی به خستگان امواج و تلاطم اقیانوس مژده ساحل امن و آرام می‌دهد و این کشتی نجاتی است که مقصدش نجاح  و رستگاری است. آنها که منکر همه‌چیزند، تنها علم او را تصدیق می‌کنند و ضعف خویش را و آنها که اهل فلسفیدن و تفلسف یونانی‌‌اند در پیشگاه منطق عقلانی‌اش حقیقتا مفلسند و آنها که در مناظره و استدلال استادند در مقابله  با شاگردانش متحیر و پریشانند. آنها که اهل کتابند و در دینشان سرآمد، مکتبش را اصل کتاب دیده‌اند و عمر دینشان را سرآمده و از اهل اسلام آنها که حسبهم کتاب‌الله، در وصف امامتش گفتند لولا‌السنتان لهلک النعمان1. که حقیقت آن است که ما اعلم و ما اعدل و ما افقه و ماافضل فی دین‌الله من جعفربن محمدالصادق ابوعبدالله الذی ملا الدنیا علمه و فقهه علیه آلاف التحیه و الثناء2.
نام او جعفر است به معنی نهر آب و نهر آبی که از چشمه‌ای مطمئن و بی‌زوال، آب زلال و گوارای بندگی به بندگان خدا می‌رساند و می‌نوشاند آنچه آدمی برای حیات طیبه بدان نیاز دارد و می‌جوشاند هر آنچه خدا به رسولش و او نیز پشت در پشت به فرزندانش به ودیعه سپرده از علم ماکان و مایکون. کنیه‌اش ابوعبدالله و القابش صادق، مصدق، فاضل، طاهر و.... نام پدر گرامی او محمدبن علی الباقر است و مادر مکرمه‌اش‌ ام‌فروه نوه محمدبن ابی‌بکر است. در 17 ربیع الاول سال 83 هجری چشم جهان به روی مبارکش روشن شد و شیعیان با آمدنش مسرور و خشنود گشتند و اهل علم را مژده که اول و آخر علم آمد. سالها قبل پیامبر اسلام خبر آمدنش را داده بود و نام صادق را برای او برگزیده بود چرا که او راستگوست و حقیقت‌گو. حدود 12 سال ابتدایی از عمر شریفش را در دوران امام زین‌العابدین گذراند و از محضر سیدالساجدین بهره‌ها برد. 19 سال بعد را نیز از مکتب پدر عالمش بهره گرفت و نور اندوخت تا که در 31 سالگی و پس از شهادت امام محمدباقر در سال 114 هجری، به امامت امت رسید. در شرایطی که بسیار ویژه و منحصر به فرد بود؛ در دوران انقلابات مختلف و دوره انتقال حکومت از بنی‌امیه به عباسیان، از حکومت فاسقان متجاهر اموی به منافقان متظاهر عباسی.
در این زمان که مفصل دو دوره ظالمین اموی و عباسی است به خاطر کشمکش میان آنها، حکومت برای چند سالی از امامان غافل شد و همین فرصت خوبی برای امامان باقر و صادق علیهما السلام بود تا بتوانند اسلام راستین را از غرقه گشتن در انحراف و اضمحلال نجات دهند و شیعیانی را تربیت کنند که هر یک بتوانند صدای رسای اسلام را به گوش جهان برسانند. از طرف دیگر این دوره مقارن با ارتباط پیروان سایر ادیان با مسلمانان بود و آهسته آهسته تفکرات و عقاید غیرمسلمان از سایر نقاط وارد بلاد اسلامی می‌شد و مسلمانان در معرض شبه معارف‌ها و شبهاتی قرار می‌گرفتند که تاکنون با آن مواجه نبودند، لذا جهادی علمی می‌طلبید تا برای سوالات پی در پی جامعه اسلامی اندیشه کند و مجاهدی می‌طلبید که اسلام را از پیرایه‌های التقاط و انحراف که سالهای سال در دین مردم رسوب و رسوخ کرده بود نجات دهد. مردمی که سالیان درازی است از تربیت اسلامی به دور مانده بودند و به جای اسلام ناب محمدی اسلام اموی را دین دارند. در کنار اینها ورود علوم جدید به سپهر اندیشه جهان اسلام نیز خود هم فرصت و هم تهدیدی بود که چاره‌‌ای باید برایش یافت می‌شد تا مسلمانان را گرفتار خود کم‌بینی و تزلزل نکند. ظهور فرق و مذاهب گوناگون  نیز از دیگر این موارد بود. در این میان و با این شرایط و دیگر شرایط دشواری که بر جهان اسلام می‌گذشت قائمی از آل‌محمد صلی‌الله علیه و آله به پاخاست و پرچم سنگین اسلام را به دوش گرفت و دانشگاهی به تمام معنا دانشگاه، بوجود آورد که در آن برای تمام ذائقه‌های علمی گستره‌ای گسترده شد و علما و فضلای مختلفی از علوم سرشار امام صادق(ع) سیراب شدند. و به قول شیخ مفید: «آن قدر آثار علمی از حضرت صادق نقل شده و در همه بلاد منتشر شده که از هیچ کدام از علمای اهل بیت آن قدر نقل نشده است.» و آنها که قبل از آن به باقر‌العلوم خو کرده بودند شمیم آن شکافنده علم را از فرزند صادق او استشمام کردند و اگر شیعه در همه رشته‌ها از ادب و تفسیر و فقه و کلام و فلسفه و عرفان و نجوم و ریاضی و تاریخ و جغرافی و شیمی و... کتاب نوشت و رجال بزرگ تربیت کرد و سرآمد شد به خاطر نهضت علمی صادق آل محمد(ع) است.
نهضت علمی فرهنگی امام صادق(ع) آنقدر عمیق و وسیع بود که شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمدبن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مومن طاق، جابربن حیان و ... و مالک بن انس و ابوحنیفه شخصا از محضر امام استفاده کردند و شافعی و احمدبن حنبل نیز از شاگردان امام هستند و ... و شاگردانی که تعداد آنها را تا چهار هزار نفر نوشته‌اند. هرکسی به فراخور استعداد و علاقه خود در این دانشگاه و حوزه شرکت جستند و تلمذ کردند و تربیت شدند. شعار قال‌الصادق شعار علمی آن زمان بود. اگر امام حسین(ع) در برابر ظلم یزیدی قیام کرد به این دلیل بود قیام به شمشیرش در این راه اثرگذار بود و اگر امام صادق(ع) در برابر ظلم اموی و عباسی قیام به تربیت و تعلیم کرد چون قیام به ارشادش در این راه اثر گذارد و مأموریت این دو امام در اصل نجات اسلام از اعوجاج است و کژی و در سایه اسلام ناب محمدی، تربیت انسانهایی والا بود که تا ابد الگوی آزادگان عالم باشند. اگر در مکتب سیدالشهدا امثال حبیب و مسلم تربیت شدند در مکتب سیدالفقهاء نیز شیعیان تنوری‌ای چون هارون مکی تربیت شدند و اگر اندک نبودند از این قبیل، حتما امام صادق(ع) هم قیام به شمشیر می‌نمود و ما به هر حال مفتخریم که اهل صادقیم و در زمره پیروان او.
او که رئیس مذهب شیعه است و اسلام تا ابد مدیون اوست هم در مسند امامت امت بود و هم بر کرسی تدریس و تعلیم دانشمندان سرآمد و هم در مزرعه بیل می‌زد و عرق می‌ریخت و ما را آموزش می‌داد. می‌فرمود وقتی میهمان وارد می‌شود از جانب خداوند همراه با رزق و روزی فراوان می‌آید و زمانی که بیرون رود رحمت و آمرزش به جا خواهد گذاشت. فرمود اگر نمازت تو را از فحشا بازداشت قبول شده وگرنه نه و شفاعت ما به کسی که نماز را سبک می‌شمارد نمی‌رسد. و فرمود اگر کسی به مومنی بی‌احترامی کند گویی به ما بی‌احترامی کرده و حق خدا  را ضایع کرده است. او فرمود بهشت را جستجو کردم و آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم و سنگینی ترازوی اعمال را در گواهی به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد(ص) و سرعت در ورود به بهشت را در کار خالصانه و دوست داشتن مرگ را در انفاق و شیرینی عبادت را در ترک گناه و رقت قلب را در روزه و روشنی قلب را در اندیشیدن و گریستن و آسانی عبور بر صراط را در صدقه یافتم و روشنی رخسار را در نماز شب و فضیلت جهاد را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم و دوستی خدا را در دشمنی با گنهکاران و بزرگی را در خیرخواهی برای بندگان خدا و آسایش قلب را در کمی ثروت و ارزشمندی را در دانش، و عبادت را در پرهیزکاری و آسایش را در پارسایی و بزرگواری را در فروتنی و عزت را در راستی و درستی و آرامش را در خواندن قرآن و خشنودی خدا را در نیکی به پدر و مادر یافتم.
خلیفه غاصب عباسی امام مهربانمان را که مویی سپید کرده بود بارها به عراق فراخواند و مشقت راه طولانی مدینه تا عراق بر او تحمیل کرد تا او را بشکند و یا بکشد و خود منصور گفت که جعفر بن محمد مثل یک استخوان در گلوی من است؛ نه می‌توانم بیرونش بیاورم و نه می‌توانم آن را فرو برم. نه می‌توانم مدرکی از او به دست آورم و او را بکشم و نه می‌توانم تحملش کنم. در نهایت در شبی از شب‌های تار بنی‌العباس در خانه‌اش را به آتش کشیدند و انگار فرزندان ابراهیم به آتش نمرود عادت دارند و مدینه النبی با آتش بر در و خون بر دل و دست بسته با ریسمان حکایتی دیرینه و تکراری دارد. و مدینه دوباره ساکت بود و مرده از حرکت. از آن چهار هزار شاگرد گویی جوانمردی یافت نمی‌شد که شیخ الائمه را شبانه با دست بسته از خانه بیرون کشیدند و به دربار جور بردند. گویند امام مظلوممان در سال‌های آخر عمر بسیار نحیف و لاغر شده بود همچو مادرش زهرا، شکسته و نزار و تکیده تن. مالک بن انس گوید او یا روزه‌دار بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود.3و امام در 8 سال آخر عمر شریفش بسیار رنج و زجر دید و کشید و پس از آنکه در عمری پربار، چشمه‌های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود بالاخره در سال 148 به دستور منصور ملعون عباسی و توسط والی مدینه مسموم و در 25 شوال به شهادت رسید، در حالی که تنها 65 سال از عمر بابرکتش می‌گذشت ولی با این حال در میان امامان طولانی‌ترین عمر را داشتند. در قبرستان بقیع و در کنار قبور امام محمدباقر(ع) و امام حسن مجتبی(ع) به خاک سپرده شد.
محمدهادی صحرایی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- نقل قول از ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی. یعنی اگر آن دو سال (شاگردی در محضر امام صادق(ع) نبود نعمان بن ثابت (ابوحنیفه) هلاک می‌شد. مختصر تحفه الاثناعشریه، آلوسی، ص8، مطبعه سلفیه، قاهره، سنه، 1387
2- در دین خدا عالم‌تر، عادل‌تر، فقیه‌تر و فاضل‌تر از ابوعبدالله (امام جعفر صادق(ع) که علم و فقهش دنیا را فرا گرفته، نیست، هزاران درود و تحیت بر او باد.
3- امالی، شیخ صدوق، ص 169، بحارالانوار، ج47، ص16.

[ سه‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (0) ]

بسم الله الرحمن الرحیم

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

سرآغاز تاریخ اسلام از روزى شروع مى‏شود که پیامبراسلام حضزت محمد بن عیدالله صلى الله علیه و آله در خلوت همیشگی خود با خداوند مهربان  غار حرا در دامن کوهى در شمال مکه فرشته وحی حضرت جبرائیل بر او نازل شده و گفت :

«یا محمد اقرا» ; اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!

«اقرا باسم ربک الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم.» (علق/آیات5-1)

بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید. همان که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد.

یوم الله 27 ماه رجب بزرگ روز عید سعید بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله را  به عموم جهان بشریت بخصوص امت اسلامی در سراسر جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

[ جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 01:46 ق.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (2) ]

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

صلی الله علیک یا امیر المومنین یا علی ابن ابیطالب یا  حجة الله علی خلقه

مولای من ، بار دیگر سیزدهم ماه رجب  سالـروز میـلادت ،  ای قـامـت رسای امامت و ولایت در هاله ای از شور و عشق و شوق فرا رسید .

مولا جان ای شهید شاهد ، امسال ، ایام زاد روزت را در حالی پاس می داریم که قلوبمان از جنایت بازماندگان یزیدیان وخائنان به امت اسلامی «آل سعود و شیوخ مرتجع کشورهای عربی» با کمک استکبارجهانی، آمریکای جنایتکار و اذنابش در یمن با کشتار وحشیانه مسلمانان با حملات هوائی و بمب های مخرب و سمی و ممنوعه جریحه دار است .

این روز خجسته را به پیشگاه مقدست و به فرزند برومندت امام عصر(عج) و به همه شیعیان ، به  ویژه نگاهبانان و پیکارگران همیشه بیدار حماسه غدیر و عاشورا ، و بیدارگران اقالیم قبله ومقام معظم رهبری انقلاب اسلامی که درسنگر مرجعیت ورهبری  پاسداری از اسلام ناب محمدی (ص)را در ایام غیبت مولایمان حضرت امام مهدی (عج) رابه عهده دارند  تبریک تهنیت عـرض نموده واز درگاه قادر متعال آرزومندیم که به یمن این روز خجسته از بقیه غیبت آخرین وارث غدیر حضرت امام مهدی صرف نظر فرمایند و با اجازه ظهور وحضورش، چشمان خسته از انتظارمان را روشن نماید. که ما به این امید زنده ایم ...

                       

[ جمعه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 12:45 ق.ظ ] [ جلیل محمود ی ] [ نظرات (1) ]

1 2 3 4 5 ... 49 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک دوستان
آخرین مطالب
موضوعات وب
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 286235
 **